حضرت آن تخممرغ را از آن طفل گرفت و گفت :
اى عبد اللّه ! تأمّل كن ؛ در اين تخم حصارى است محكم ، كه آن را پوست غليظى است و در زير آن پوست غليظ ، پوست نازكى است و در زير پوست نازك ، طلائى است روان و نقرهايست گداخته ، و هيچكدام از اين دو چيز روان ، مخلوط به يكديگر نمىشوند و هر يك به حال خوداند ؛ و هيچ اصلاحكنندهاى از اين تخممرغ بيرون نمىآيد كه خبر دهد از اصلاح آن و هيچ فساد كنندهاى داخل اين تخم نمىشود كه خبر دهد از فساد آن ؛ و نمىتوان دانست كه اين تخم ، خلق شده است از براى نر يا ماده .
پس ناگاه اين تخم شكافته مىشود و از آن مرغ رنگين مانند طاوس بيرون مىآيد .
بگو اى عبد اللّه ! كه اين را مدبّر و صانعى هست يا نه ؟
پس عبد اللّه ديصانى زمانى سر به زير افكند و بعد از آن سر برداشته و كلمهء توحيد بر زبان جارى نمود و ايمان آورد . »
باز در اصول كافى « 5 » مذكور است كه :
« شخصى مىگويد كه من و ابن ابى العوجاء و عبد اللّه بن مقفع « 6 »
- كه دهرى مذهب بود و قايل به خدا و پيغمبر نبود - در مسجد الحرام بوديم و حضرت صادق ( ع ) در موضع طواف نشسته بود و
هامش
( 5 ) . « اصول كافى » ، ج 1 ، ص 74 - 76 ، ط تهران ، آخوندى .
( 6 ) . عبد الكريم ابن ابى العوجاء ، يكى از زنادقهء معروف در زمان امام صادق ( ع ) بوده ؛ رجوع شود به كتاب « الكنى و الالقاب » ، قمى ( ره ) ، ج 1 ، ص 192 ، ط صيدا .
و عبد الله بن مقفّع ، اديب مشهور ايرانى ، مجوسى است كه در ظاهر اظهار اسلام كرد ولى در مجوسيّت خود از روى تعصّب جاهلى باقى بود . او كتاب « كليله و دمنه » را به عربى ترجمه كرد .
رجوع شود به كتاب « الكنى و الالقاب » ج 1 ، ص 408 .
اين دو نفر مانند ابن طالوت و ابن الاعمى از زنادقهء مشهور در زمان امام صادق ( ع ) بودند و بر عليه اسلام قدم برمىداشتند و امام ( ع ) آنها را مجاب فرموده است و سيد علم الهدى ( ره ) در كتاب « امالى » اسامى جمعى از اين زنادقه را بيان فرموده است .
بعضى از آن زنادقه و دهريها مثل عبد الله ديصانى ، چنانچه از روايت « اصول كافى » استفاده مىشود ، آخر الامر هدايت يافته و به صانع و توحيد قائل شده است .