تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
همچنانكه ديدهء خفاش كه عبارتست از شب‌پره ، باعتبار ضعفى كه دارد ، در روز ، باعتبار شدّت ظهور آفتاب ، چيزى نمىبيند و در شب مىبيند . همچنين مخفى بودن او از بعضى عقول باعتبار اين است كه از براى او ضدّى نيست ؛ باعتبار اينكه چيزها به ضدّهاى خود شناخته مىشوند ، همچنانكه از كلام بزرگان رسيده است . مثلا ما روشنى را بر روى زمين و هوا مىبينيم و بعد از آنكه روشنى زايل و بر طرف گرديد و ظلمت حادث شد حكم مىكنيم كه اين روشنى چيز علىحدّه بوده ، غير از اين ؛ امّا هرگاه روى زمين هميشه روشن باشد و هرگز روشنى از آن بر طرف نشود ، ما همچنان خواهيم دانست كه روشنى چيزى علىحدّه نيست بلكه همچنين خواهيم دانست كه زمين و هوا هم ، چنين مىباشد . پس واجب الوجود هميشه موجود است و فنا - نعوذ باللّه - عارض ذات مقدّس او نمىشود و به اين جهت نظام عالم برپا است و عدم عارض او نمىشود . لهذا بر بعضى از عقول مخفى مىشود و اگر - نعوذ باللّه - فنا بر ذات مقدّس او جايز مىبود ، وجود او بر هر كسى معلوم مىشد ؛ زيرا بمجرّد عروض فنا بر ذات او رشتهء عالم از يكديگر گسيخته مىشد ، بالمرّه عالم فانى مىشد . پس معلوم شد كه خفاى او از بعضى عقول باعتبار اين دو مقدّمه بود . لهذا ناچار بايد ادلّه‌اى چند ذكر نمود تا اين خفاء را از عقول زايل كند و ما در اين رساله هفت دليل ذكر مىكنيم :

دليل اوّل :

دليلى است اجمالى كه از براى اكثر مردم كافى است و افاده يقين از براى ايشان مىكند . و آن اين ستكه شكّى نيست كه اين همه صنايع عجيبه و بدايع غريبه ، از زمين و آسمان و نباتات و حيوان و جمادات و انسان و وحوش و مرغان و باد و باران و سبز شدن درختان و خشك شدن آنها و اختلاف شب و روز و گردش آفتاب عالم افروز و دوران كواكب علويّه و سفليّه و حدوث تشكّلات بدريّه و هلاليّه و تباين لغات و تخالف اصوات و غير اينها از موجودات آفاقيّه و انفسيّه نمىتواند