تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
« ثواب » ؛ يا به آلام جسمانيّه كه عبارتست از « عذاب » . و يكى « معاد روحانى » است كه عبارتست از رسيدن روح به لذّات روحانيّه يا به آلام روحانيّه .

[ معاد ]

قسم اوّل : معاد جسمانى - ثبوت آن متّفق عليه ميان جميع مسلمين ، بلكه مجموع عليه ميان جميع مسلمين ، بلكه مجموع عليه ميان همهء ارباب ملل و شرايع است . بلكه جمعى از ملاحده و دهريّه و تناسخيّه هم انكار معاد جسمانى را نمىكنند . قسم دوّم : معاد روحانى - جمعى انكار آن را كرده‌اند و آنچه مذهب محقّقين حكماء و مدقّقين ارباب شريعت و فقهاء و متألّهين از عرفا است ، آنست كه هر دو قسم معاد ثابت است . و مىگويند بعد از مفارقت نفس از بدن ، از براى او لذّات يا آلام روحانى خواهد بود ، تا اينكه جناب الهى اموات را زنده گرداند و ارواح ايشان را به ابدان آنها عود فرمايد و بعد از تعلّق ارواح به ابدان ، از براى ايشان هم لذّات جسمانيّه و هم لذّات روحانيّه ، هر دو خواهد بود . و شكّى نيست كه منافات ميان جمع شدن لذّات و آلام جسمانيّه با لذّات و آلام روحانيّه نيست ، همچنانكه در اين عالم هم جمع هر دو لذّات يا هر دو آلام مىباشد . مثل اينكه جمعى از « اكل » و « شرب » و « جماع » و ساير لذات جسمانيّه از « مسموعات » و « مبصرات » ملتذّ مىشوند « 3 » و مع ذلك از معرفت و علم به حقايق
هامش
( 3 ) . تذكر اين نكته در اينجا شايد خالى از فائده نباشد و آن اين است : جمعى تبعا به بعض فلاسفه خيال كرده‌اند كه « لذّت » عبارت از خروج از حال غير طبيعى است و « الم » عبارت از خروج از حال طبيعى است و در دنيا لذتى وجود ندارد بلكه تمامى آنچه كه لذّت خيال مىشود در حقيقت لذت نيست بلكه دفع آلام است . مثلا : انسان چيزى مىخورد چون دفع الم گرسنگى را مىكند و لذا هر قدر گرسنگى وى زياد باشد از خوردنش آن قدر لذت برايش حاصل مىشود . و از اين مثال تمامى لذات دنيا را مىتوان فهميد كه غير از دفع درد و ناراحتى و رنج و الم چيزى بيشتر نيست . ولى صدر المتألهين ( قدس سرّه ) در كتاب نفيس « اسفار » در فصل بحث در حقيقت الم و لذت اين مطلب را كاملا تحقيق فرموده و اين ادّعاء را باطل ساخته است ، گرچه اين ادّعا موافق مذاق جمعى واقع شده و در كتابهاى خودشان نقل و مورد تصديق قرار داده و ورد زبانهايشان مىباشد ولى اصل مطلب باطل و اين گمان و ظن فاسد است و علت اين گمان آنست : آنها
انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 228 | ملا محمد مهدي النراقي