به بدن و بريدن اعضاء و استشمام بوى ناخوش و شنيدن صداهاى بد و ديدن صورتهاى قبيحهء كريهه .
[ لذّات روحانيه ]
و امّا « لذّات نفس ناطقه » كه آن را لذّات روحانيّه گويند . چون نفس صحيح دو قوّه دارد : يكى قوّهء علمى ، و ديگرى عملى . لهذا لذّات او هم بر دو قسم است :
يكى لذّاتى كه متعلّق به قوّهء علمى است . مثل : التذاذ از درك حقايق اشياء به نحوى كه مطابق واقع و نفس الامر است : از شناختن مبدء و صفات او و شناختن خود و معاد خود و شناختن ساير حقايق اشياء به نهج حقّ و صواب .
و ديگرى لذّاتى كه متعلّق به قوّهء عملى است . مثل : التذاذ از صفات جميله و اخلاق پسنديده : از توكّل و رضا و زهد و تقوى و اخلاص و انس به خدا و صبر در مصائب و بلا و سخاوت و شجاعت و مروّت و نباهت و يقين و ايمان و وقار و اطمينان ؛ و غير اينها از خصال جميله و افعال مرضيّه .
[ آلام روحانيّه ]
و آلام آن هم بر دو قسم است : آلامى كه متعلّق به قوّهء علمى اوست . مثل :
تألّم او از جهل بسيط و جهل مركّب « 2 » ، كه امور را به خلاف آنچه است اعتقاد كرده باشد ؛ و آلامى كه متعلّق به قوّهء عملى اوست : از قبيل تألّم او از صفات خبيثه و خصال رذيلهء رديّه . مثل : حسد و بغض و بخل و عداوت و كينه و قساوت و جبر و كبر و عجب و تلبيس و ريا ؛ و غير اينها از ملكات خبيثه .
و هرگاه اين معلوم شد و دانستى كه انسان منقسم است به دو جزء كه :
يكى « بدن » است و يكى « روح » و دانستى كه لذّات و آلام هم از براى انسان بر دو قسم است ، مىفهمى كه « معاد » هم بر دو قسم است : يكى « معاد جسمانى » كه عبارتست از مبعوث شدن بدن و رسيدن آن به لذّات جسمانيّه ، كه عبارتست از
هامش
( 2 ) . سيد شريف جرجانى در كتاب « التعريفات » گويد : « الجهل هو اعتقاد شيء على خلاف ما هو عليه و اعترضوا عليه : بان الجهل قد يكون بالمعدوم و هو ليس بشيء و الجواب عنه انّه شيء فى الذهن . الجهل البسيط : هو عدم العلم عما من شأنه ان يكون عالما . الجهل المركب : هو عبارة عن اعتقاد جازم غير مطابق للواقع » . ص 55 ، اسلامبول 1307 ق .