نموده بود ؛ و ديگر « عبد اللّه بن عمر » كه « هرمز » را به ناحق كشت و حال آنكه « هرمز » اسلام اختيار نموده بود . « 113 »
و از آن جمله : فسق و فجور عثمان به حدّى رسيده بود كه اصحاب او را مخذول كردند و او را كشتند . و حضرت امير ( ع ) فرمودند « قتله اللّه » ، يعنى : خدا او را كشت . و احتمال دارد كه نفرين باشد . يعنى : « خدا او را بكشد . » و در اين صورت ، حضرت اين عبارت را پيش از كشته شدن او فرموده ، بعد از آنكه او را كشتند تا سه روز جسد او افتاده بود و كسى او را دفن ننمود . « 114 »
هامش
( 113 ) . در نسخههاى چاپى و خطى كتاب كه به نظر رسيده عبارت كتاب « عبد اللّه بن عمر » است ولى صحيح آنست پسر ديگر عمر بوده بنام « عبيد الله بن عمر » كه هرمزان مسلمان بىچاره را بىگناه و بدون مدرك و ثبوت شرعى كشت به بهانهء اينكه عبد الرحمن بن عوف گفته بود من ديدم ابو لؤلؤ و هرمزان و جفينة با هم صحبت مىكردند و عبد اللّه به گمان اينكه آنها براى قتل عمر توطئه چيدهاند آنها را كشت و عثمان هم از وى قصاص نكرد ، به بهانه و عذر غير شرعى كه پدرش ( عمر ) ديروز كشته شد فرزندش عبيد اللّه هم امروز چطور كشته شود و قانون اسلام را زير پا گذاشت . امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود بايد قصاص شود ولى عثمان عمل نكرد و زياد ابن لبيد انصارى خطاب به عبيد الله و نيز خطاب به عثمان اشعارى دارد و عثمان « زياد » را از آن منع كرده است .
و امير المؤمنين - عليه السلام - كه زمام امور خلافت ظاهرى را بدست مبارك گرفت خواست به عبيد اللّه قصاص كند او به شام نزد معاويه فرار كرد و در جنگ صفين بقتل رسيد ، رجوع شود به « تاريخ كامل » ابن الاثير ، ج 3 ، 75 - 76 ، ط بيروت .
امير المؤمنين ( ع ) مىفرموده كه به غير از قاتل من ( ابن ملجم ) كسى ديگر را نكشيد و به وى نيز بيشتر از يك ضربت نزنيد ولى براى قتل عمر به ميل فرزندش از اشخاص بىگناه بمجرّد گمان توطئه كشته مىشود پس معلوم مىشود عمر و فرزندش از اين اشخاص عادى بودهاند و ابدا جنبهء دينى و الهى نداشتهاند و الا اين اعمال خلاف قوانين اسلامى را انجام نمىدادند .
( 114 ) . شيخ اعظم مفيد ( قدس سرّه ) در كتاب « مسار الشيعة » فرموده :
« و فى هذا اليوم بعينه ( يعنى اليوم الثامن عشر من ذى الحجّه ) من سنة اربع و ثلثين من الهجرة قتل عثمان بن عفان و له يومئذ اثنان و ثمانون سنة و اخرج من الدار و القى على مزابل المدينة لا يقدم احد على مواراته خوفا من المهاجرين و الانصار حتى احتيل له بعد ثلاث فاخذ سرا و دفن فى ( حش كوكب ) و هى مقبرة اليهود بالمدينة فلما ولى معاوية ابن ابى سفيان ادخلها