و از آن جمله : در فوت پيغمبر ( ص ) شكّ كرد و همچنين مىدانست كه از براى پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مردن نخواهد بود و بعد از آنكه ابا بكر آيهء
« إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ »
« 112 » را از براى او خواند ، گفت : « گويا هرگز من اين آيهء قرآن را نشنيده بودم . »
و از آن جمله : عثمان اذيّتهاى بسيار به اصحاب كبار رسانيد . مثل اينكه ابو ذر غفارى را زد و او را اخراج « بلد » كرد و عمّار ياسر - رحمة الله - را زد تا اينكه « فتق » عارض او شد .
و از آن جمله : عثمان جميع اموال بيت المال را به اقارب و عشاير خود مىداد و به ساير مسلمانان چيزى نمىداد .
و از آن جمله : دو نفر كه حدّ بر ايشان واجب شده بود ، چشم پوشيد و اغماض نمود و حدّ بر ايشان جارى ننمود : يكى « وليد بن عقبه » كه شرب خمر
هامش
( شقى ) » ، يعنى : هرگاه نبود عمر نهى از متعه نمىكرد ، زنا نمىكرد مگر كمى از مردم ( يا شقى ) .
يعنى او باعث شد كه زنا زياد گرديد . چون از متعه يعنى از نكاح انقطاعى زنان نهى كرد و لذا زنازاده زياد گشت .
و نكاح متعه مانند نكاح دائمى است ولى در متعه مدت و مهر هر دو بايد تعيين شود و معين بودن هر دو در عقد ركن است .
قوشچى در « شرح تجريد » گويد :
« ان عمر صعد على المنبر و قال : أيها الناس ثلاث كن على عهد رسول اللّه ( ص ) انا انهى عنهن و احرمهن و أعاقب عليهن و هى متعة النساء و متعة الحج و حى على خير العمل . »
بعد قوشچى جوابى كه داده اين است كه : « عمر اجتهاد كرده و اجتهادش او را وادار نموده كه مخالفت نمايد و مخالفت مجتهد با مجتهد ديگر عجيب نيست » ، ص 408 ، ط تبريز .
در جواب اين جواب خندهآور رسواكننده بايد گفت : « آيا اجتهاد در مقابل نصّ خدا و رسول صحيح است ؟ آيا پيغمبر اكرم ( ص ) مجتهد بود تا عمر هم بر فرض مجتهد بودنش با رسول اللّه ( ص ) برابر باشد و مخالفت وى نمايد ؟ آيا پيغمبر ( ص ) آنچه مىفرمود از روى اجتهاد بود يا بطريق وحى الهى بود ؟ آيا بر خلاف نصّ قرآن ممكن است فتوا داده شود ؟
( 112 ) . [ الزمر 39 / 30 ] .