تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
واد يهيمون يقولون ما يشاءون قاتلهم اللّه انّى يؤفكون . » « 98 » حديث سوّم - حديثى است كه اهل سنّت در كتابهاى خود نقل كرده‌اند كه پيغمبر ( ص ) فرمود : « كسى كه ظلم كند على را در محلّ نشستن من بعد از وفات من ، پس گويا كه انكار نبوّت من و ساير انبياء كرده است . » « 99 »
هامش
تا اينجا آنچه بعضى از فضلاء معاصرين ( سلمه اللّه ) دربارهء آيهء« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . . »نگارش داده بود نقل شد . عين اين مطلب دربارهء بيانات پيغمبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - در روز غدير خم و مراد از كلمهء « ولى » به كار مىرود و كسى كه گفته مراد از « ولى » به معناى دوست است غلط است ، خصوصا كه قبلا فرموده : « الست اولى بكم من انفسكم . . . » بر فرض اگر به آن معنا هم آمده باشد با وضع آن روز و چندين هزار جمعيت را در جلو آفتاب سوزان عربستان نگاه داشتن و خطبه و بيانات كردن چه مناسبت دارد ؟ و از آنچه گفته شد معلوم مىگردد كه فرمايش رسول اللّه ( ص ) كه فرموده : « اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره . . . » و در روايات زيادى جملات ديگر نيز دارد معنايش اين است : « خدايا تو ولى و حافظ و متصرف در شئون كسى باش كه او على را ولى و اولى به تصرف در شئون خود مىداند ، و از خود دور و رها كن كسى را كه على را از خود دور و رها كند و او را اولى به تصرف نداند ، و ناصر باش كسى را كه على را ناصر و كمك باشد . » پس كلمهء « ولى » در فرمايش پيغمبر ( ص ) كه فرموده : « اللهمّ وال . . . » به معنى دوست نيست و اگر به معنى ناصر باشد و بعد مىفرمايد : « و انصر من نصره » تكرار لازم مىآيد . پس از اينجا معلوم گشت كه فرمايش مصنّف ( ره ) در ترجمهء « اللّهمّ وال . . . » ، كه فرموده : « خداوندا دوست دار هر كه على ( ع ) را دوست دارد » ، بعد از دقت ، شايد صحيح نباشد . ( 98 ) . اقتباس از چند آيهء قرآنى است . ( 99 ) . حاكم ابو القاسم حسكانى اين روايت را در كتاب « شواهد التنزيل » از ابن عباس ؛ و ابو عبد الله سراج در كتابش از ابن مسعود نقل كرده‌اند ، رجوع شود به « كفاية الموحدين » سيد علامهء فقيه عقيلى طبرى نورى ( ره ) ، ج 2 ، ص 283 ، حديث 24 ؛ و مؤلف فقيه آن اخبارى كه دلالت بر خلافت و وصايت امير المؤمنين - سلام إله عليه - دارد چند طايفه كرده و تفصيلا نقل نموده و استدلال فرموده و براى اهل انصاف موضوع را روشن و واضح كرده است كه جاى هيچ گونه شبهه نماند مگر بر كسى كه عناد و لجاجت را پيشهء خود سازد . و شيخ طبرسى ( ره ) در « مجمع البيان » از « شواهد التنزيل » همان روايت را مسندا از ابن عباس ( ره ) نقل كرده است ، رجوع شود به « مجمع » ، ج 2 ، ص 534 ، ط صيدا ؛ و رجوع شود به كتاب « صراط المستقيم » ، بياضى ( قدس سرّه ) ، ج 2 ، ص 27 ، ط طهران .
انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 201 | ملا محمد مهدي النراقي