و در وقتى كه جبرئيل ( ع ) اين آيه را آورد در وقت ظهر بود . روزى بود به غايت گرم به نحوى كه بعض مردم رداء را به زير پا و بعضى بر سر مىافكندند ، از حرارت آفتاب . پس در آن وقت كذائى حضرت رسول ( ص ) امر كرد تا از جهازهاى شتر منبرى براى او ساختند و حضرت بالاى منبر برآمد و بعد از حمد الهى گفت :
« يا معاشر المسلمين الست اولى بكم من انفسكم .
قالوا بلى « 94 » .
اى گروه مسلمانان ! آيا من به شما از نفسهاى شما اولى نيستم ؟
همه عرض كردند : بلى ، يا رسول اللّه ! پس دست حضرت را گرفتند و فرمودند :
فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهمّ وال من ولاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله « 95 »
هر كسى كه من مولاى او هستم ، پس على هم مولاى اوست .
خداوندا ! دوست دار هر كه على را دوست دارد و دشمن دار هر كه على را دشمن دارد و يارى كن هر كه على را يارى كند و مخذول كن هر كه على را مخذول كند .
هامش
( 94 ) . به خطبهء مفصل رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله و سلم - در « غدير خم » رجوع شود به كتاب نفيس « الاحتجاج » ، طبرسى ( ره ) و تفسير « صافى » ، فيض كاشانى ( ره ) و « بحار الانوار » ، مجلسى ( ره ) .
( 95 ) . بنابر آنچه به زودى تحقيق خواهد شد ، شايد اين معنى كه مصنّف ( ره ) فرمود : « خداوندا دوست دار . . . » و فرمايش رسول اللّه ( ص ) را آن طور معنا فرموده درست نباشد ، بلكه معناى آن جمله اين است : « خداوندا تو ولى و حافظ و متصرّف در شئون كسى باش كه او على را ولى و اولى به تصرف در تمامى شئون خود مىداند » و بنابر تحقيق كلمهء « ولى » به معناى دوست نيامده است .