تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
پس جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً .
« 96 » يعنى امروز كامل گردانيدم دين شما را و تمام كردم بر شما نعمت خود را و راضى شدم از دين شما كه اسلام باشد . پس عمر بن الخطاب به حضرت امير ( ع ) گفت : بخّ بخّ لك يا على بن أبي طالب اصبحت مولاى و مولاى كلّ مؤمن و مؤمنة . يعنى خوشا به حال تو اى پسر ابو طالب ! بدرستى كه گرديدى مولاى من و مولاى هر مؤمن و مؤمنه . » و وجه استدلال با اين خبر بهجت اثر آنست كه « مولى » در اينجا به معنى « اولى به تصرف در امور دين و دنياست » كه عبارت از امام و خليفه باشد . و هر چند معانى ديگر هم در لغت عرب از براى آن آمده است ؛ مانند : « ناصر » و « محب » ، و « آزادكننده » و « آزاد كرده شده » و « همسايه » ، اما در اينجا لا بدّ به معنى « اولى به تصرّف در امور دين و دنيا » مىباشد به چند جهت : اوّل - اينكه پيغمبر ( ص ) فرمود : كه آيا من اولى به نفس و به امور دين و دنياى شما نيستم و بعد از اين كلام بر آن تفريع فرمود . پس بايد لفظ « مولى » هم كه تفريع بر او شده است به همان معنى باشد . دوّم - اينكه هيچ عاقلى تصور نمىكند كه در وقت حرارت كذائى در ميان بيابان پيغمبر ( ص ) مردم را جمع كند ، از براى اينكه بگويد على ( ع ) دوست شماست و يا يارىكننده شماست ، و حال اينكه هر يك از مسلمين دوست و يا يارى كنندهء ساير مسلمانانند . و هيچ بىشعورى تجويز نمىكند ، كه اين هنگام ، از براى اين معنى برپا شود . سوّم - آنكه اكمال دين و اتمام نعمت ، كه آيهء
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
مشتمل بر آنست با هيچ يك از معانى ديگر مناسبت ندارد .
هامش
( 96 ) . يعنى : امروز كامل گردانيدم دين شما را و تمام كردم بر شما نعمت خود را و راضى شدم از دين شما كه اسلام باشد . [ المائده 5 / 5 ]