مؤمنى « محبّ » و « ناصر » ساير مؤمنان است و همچنين ملائكه هم « محبّ » و « ناصر » مؤمنانند ، بلكه بسيار است كه كفّار هم دوستى با مؤمنان مىدارند و يارى ايشان مىكنند ، پس انحصار به خدا و رسول و حضرت امير - صلوات اللّه عليهما و على اولادهما الطاهرين - نخواهد داشت .
آيه دوّم - قوله تعالى كه مىفرمايد :
« كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ . »
« 85 »
وجه استدلال به اين آيه آنست كه خداى تعالى مردم را در اين آيه فرموده است به متابعت صادقين . شكّى نيست كه مراد از صادقين بايد كسى باشد كه صدق او يقين باشد و كلام او محتمّل كذب نباشد و همچنين كسى نيست مگر معصوم ، پس مراد به صادقين معصوم است و بالاتّفاق احدى غير از على - عليه السلام - بعد از پيغمبر ( ص ) معصوم نبوده . پس مراد از صادقين اولاد طاهرين اوست ، همچنانكه در تفسير اين آيه رسيده است .
آيه سوّم - قوله تعالى است كه مىفرمايد :
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . »
« 86 »
و شكّى نيست كه مراد به « اولى الامر » كسى است كه « معصوم » و « افضل » باشد ، زيرا كه اگر « معصوم » نباشد ، لازم خواهد آمد كه خدا مردم را امر كند به قبيح ؛ زيرا كه غير معصوم گاه باشد كه خطا بكند و مردم را بقبيح بخواند . « 87 » و اگر « افضل » نباشد ، لازم مىآيد كه خدا افضل را به اطاعت مفضول و عالم را به اطاعت جاهل امر كند و اين هم قبيح است . پس بايد « اولى الامر » كسى باشد كه معصوم و افضل باشد و بعد از پيغمبر ( ص ) چنين كسى نيست ، مگر على -
هامش
( 85 ) . [ التوبة 9 / 119 ] .
( 86 ) . [ النساء 4 / 69 ] .
( 87 ) . در گذشته گفته شد كه امام فخر الدين رازى اذعان كرده كه « اولى الامر » بايد معصوم باشد و علماى اهل سنّت كه بعد از وى آمدهاند عموما اذعان بر آن دارند ولى خواستهاند اولى الامر را عبارت از اصحاب اجماع و اهل حلّ و عقد بدانند تا بتوانند معصوم بودن اولى الامر را درست نمايند و جواب آنها در گذشته داده شد و در ص 140 ، از كتاب نگارش يافت .