و اهل سنّت را نمىرسد كه بگويند كه احتمال دارد كه منزلت در اينجا عامّ نباشد كه شامل همهء منازل باشد تا خلافت هم كه يكى از آنهاست داخل باشد ، بلكه شايد مدّعا ، بعض منازل باشد كه برادرى باشد . زيرا كه موافق قواعد عربيّت « منزلت » در اينجا عامّ است به دو جهت :
يكى آنكه « اضافه » شده است به موسى و اسم جنس مضاف افادهء عموم مىكند .
دوّم اينكه پيغمبر ( ص ) نبوّت را از آن منزله استثنا نموده است ، و اسم تا عام نباشد ، استثناء از آن بىصورت است . و اين با وجود اينكه اتّفاق از باب عربيّت است هر صاحب ذوقى مىفهمد ، كه هرگاه كسى به ديگرى بگويد كه تو نسبت به من مثل زيدى نسبت به عمرو ، مگر در فلان صفت ؛ مدّعاى متكلّم آنست كه جميع نسبتهائى كه زيد به عمرو داشته است مخاطب هم به آن متكلّم دارد مگر آن صفتى را كه استثناء كرده است ، و نقل اين حديث به نحوى از كتب اهل سنت نشده است كه احدى از ايشان تواند انكار آن را نمود « 89 » .
پس معلوم شد كه حديث مذكور به طرق اهل سنّت متواتر است ، چه جاى آنكه طرق شيعه به آنها ضمّ شود .
هامش
( 89 ) . و تفصيل كتب اهل سنت كه اين حديث در آنجا مذكور است ، به نحوى كه بعضى از علماء ذكر كردهاند ، اين است :
« صحيح بخارى » ؛ « صحيح مسلم » ؛ « مسند احمد حنبل » ؛ « جمع بين الصحيحين » ؛ « مناقب » ابن مغازلى شافعى ؛ كتاب « عقد » بن عبد ربه ؛ « تفسير مجاهد » ؛ « صحيح ترمذى » ؛ كتاب « جمع بين الصحاح السّته » ؛ « خصائص » طبرى ؛ كتاب « تحقيق » ابو نصر حربى ؛ « صحيح ابى داود » ؛ « تاريخ تلعكبرى » ؛ « الفضائل » ؛ و كتاب تنوخى .
اكثر اينها اين حديث را به طرق متعدّده ذكر كردهاند ، همچنانكه تنوخى آن را به بيست و سه طريق روايت كرده است و ابن مغازلى آن را به ده روايت ذكر كرده است ، و هر يك از « صحيح » ، مسلم و بخارى آن را بطرق متعدّده نقل كردهاند . ( مؤلف )
[ راجع به تفصيل نقل حديث شريف منزلت از كتب نامبرده و اسامى روات و ناقلين آن از علماء و بزرگان اهل سنّت و تحقيقات بسيار ارزنده ، رجوع شود به كتاب « عقبات الانوار » ، علامهء مجاهد كبير آقا سيد حامد حسين هندى ( قدس الله روحه ) . [ مصحّح ]