نبود كه ديگرى خليفه باشد ، بلكه اين معنى در نزد فريقين مسلّم است . و خلافت و امامت از امور دنيويّه نيست تا حضرت به سبب زهد دست از آنها بردارد ، بلكه اعظم مراتب اخرويّه است . بلى ؛ چون اهل سنّت اين نصوص واضحه را مىبينند و علاجى نمىتوانند نمود . لهذا اين سخنان هرزه را در مقابل مىگويند .
[ نصوص خفيّه ]
امّا نصوص خفيّه كه به نوع استدلالى هستند از آن بيشترند كه بتوان حصر آنها را نمود . ليكن بعضى از آيات و اخبار كه امتن و اشدّ است اكتفا مىكنيم .
[ نصوص آيات ]
آيه اوّل - قول خداى تعالى كه مىفرمايد :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ » .
« 83 »
جميع عامّه و خاصّه متّفقند كه اين آيهء مباركه كه در شأن امير المؤمنين - عليه السلام - نازل شده در وقتى كه در نماز ، خاتم را تصدق نمود .
و مخفى نماند كه اهل سنّت اعتراف دارند كه اين آيه در شأن آن حضرت نازل شده است ، و اعتراف هم دارند كه مراد از
« الَّذِينَ آمَنُوا . . »
تا آخر آيهء شريفه ، حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - است ، ليكن مىگويند « ولى » در لغت عرب به چند معنى آمده است : يكى به معنى « اولى تصرّف در امور دين و دنيا » كه مراد امام و خليفه باشد . « 84 » و به معنى « ناصر » هم آمده است و به معنى « محبّ » هم آمده است . پس چه مانع دارد كه مراد از « ولى » در آيهء مباركه « ناصر » و « محبّ » باشد ؟
هامش
( 83 ) . [ المائده 5 / 55 ] .
( 84 ) . آية إله علامه ( قدس سرّه ) در كتاب « منهاج الكرامه » بعد از نقل آيهء شريفهء« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . »مىفرمايد : « و قد اثبت له الولاية فى الامة كما اثبتها اللّه تعالى لنفسه و لرسوله ( ص ) » ، رجوع شود به صفحه 53 ، ط تبريز ، به خط مرحوم شيخ عبد الرحيم تبريزى ( ره ) ، سال 1296 ه ق .
يعنى خداوند احديّت - جلت عظمته - ولايت را براى امير المؤمنين ( ع ) در امت اسلامى ثابت كرده به نحوى كه آن ولايت را بر خودش و به رسولش ( ص ) ثابت فرموده است .