تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
جواب اين در كمال ظهور است ، زيرا لفظ « انّما » در لغت عرب از براى « حصر » است . و هرگاه « انّما » افاده « حصر » بكند معنى آيه چنين خواهد بود كه : « ولىّ شما منحصر به خدا و رسول ( ص ) و حضرت امير ( ع ) است . » و انحصار ولايت به اين سه ، در وقتى صحيح خواهد بود كه « ولى » به معنى « اولى به تصرّف در امور دين و دنيا » باشد ، زيرا كه هرگاه « ولى » به معنى « محبّ » يا « ناصر » باشد ، ولايت منحصر در خدا و رسول و حضرت امير نخواهد بود ، بلكه هر يك از مؤمنان و ملائكه هم « ولى » به اين معنى از براى ساير مؤمنان هستند . زيرا كه هر
هامش
يعنى ولايتى كه در آيهء شريفه به امير المؤمنين ( ع ) ثابت فرموده عين همان ولايت است كه خدا براى خود و به رسولش ثابت نموده و فرقى در ميان ثبوت ولايت به خدا و رسول ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) نيست ، نهايت آنست كه در طول هم واقعند و اصل ولايت كليه بالذات براى خداوند است و در مرتبهء دوم براى پيغمبر ( ص ) و در مرحلهء سوم براى امير المؤمنين - عليه السلام - است و ولايت مطلقهء كليه را خدا به آنها ارزانى فرموده است . و به عبارت ديگر تمامى كلمات و جلال و سلطنت و ولايت كليهء مطلقه بالذات براى خداوند غنى بالذات است . ولايت مطلق كلى و محيط بر تمامى كائنات مختص ذات احديت است و براى رسول الله ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) و ائمهء طاهرين - عليهم السلام - با افاضه و اعطاء خداوند ثابت بوده و از جانب خدا به آنها موهوبى است و رسالت و خلافت و سلطنت و ولايت و شفاعت و كل كمال و جلال آنها در عالم امكان ، محيط بر ما سواى ايشان است ، و خداوند براى ايشان ولايت و رحمت مطلقه و شفاعت مطلقه عنايت فرموده كه نظير آن را به ساير انبياء و اوصياء هرگز عطا نفرموده است ، زيرا ولايت و رسالت و وصايت انبياء و اوصياء ديگر مقيّد و محدود و محيط بر امت خودشان بوده و به آنهائى ثابت است كه مادون آنها بوده‌اند و بر امثال خودشان و بر ما فوق خودشان ولايت و رسالت و وصايت نداشته‌اند ؛ و اما رسول الله ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) و ائمهء طاهرين ( ع ) نبىّ هر نبىّ و وصىّ هر وصىّ و شفيع هر شفيع‌اند ، و اولين و آخرين حتى انبياء و اوصياء سابقين ، محتاج به شفاعت ايشان هستند . و هرگاه مطلب از اين قرار نبود و آنها اين طور نبودند مقام خاتم الانبيائى و خاتم الاوصيائى بر آن ذوات مقدّسه اعطاء نمىشد و آن مقام شامخ را احراز نمىكردند و لذا خداوند مىفرمايد :« وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ . »و لذا خداوند ولايت رسول اللّه ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) را در آيهء مباركهء« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . . »مقرون به ولايت خود فرموده و همان ولايتى را كه به خودش نسبت داده همان ولايت را به رسول اللّه ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) نسبت داده و منحصر فرموده است .
انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 192 | ملا محمد مهدي النراقي