« على پادشاه مؤمنانست و كشندهء فاجران است . هر كس يارى كند او را ، خدا او را يارى مىكند ؛ و هر كه اهانت به او برساند ، خدا او را اهانت مىرساند .
و سه مرتبه فرمودند :
آگاه باشيد ! كه حقّ با على است . »
و مخفى نماند كه نصوص جليّه صريحا در كتب فريقين از تواتر گذشته است و اكثر اهل سنّت به اين معنى معترفند و بعضى سخنان واهى در مقابل مىگويند . و غايت تعجّب آنست كه خودشان اين نصوص را روايت مىكنند و مع ذلك قبول نمىكنند .
فخر رازى مىگويد « 82 » : « اين نصوص در دل تأثير نمىكند . » بلى ؛ دلى كه منكوس شد به زنگ تعصّب و به تقليد مبتلا شد و اين معنى در بطن ، راسخ گرديد و ملكهء رديّه از براى او حاصل شد ، ديگر هيچ چيز در او اثر نمىكند .
هامش
است و خلاصهء آن را نقل فرموده ، رجوع شود به « غاية المرام » ، سيد بحرانى ( ره ) ، ط تهران ؛ و « كفاية الطالب » ، كنجى شافعى ، ط نجف ؛ و « مناقب » ، خوارزمى ، ط تبريز ؛ و « اليقين » ، سيد ابن طاوس ( ره ) ، ط نجف ؛ و « فضائل الخمسة من الصحاح الستة » ، ط نجف ، و « حلية الاولياء » ، ط بيروت ، ج 1 ، ص 63 ؛ و « مستدرك » ، حاكم ، ج 3 ؛ و « درر السمطين » ، جمال الدين زرندى حنفى ، ط نجف ؛ و « رياض النضرة » ، محب طبرى ، ط مصر ؛ و « ذخائر العقبى » ، محب طبرى ، ط مصر .
( 82 ) . رجوع شود به « اربعين » ، امام فخر الدين رازى ، ص 458 ، ط حيدرآباد . جاى بسيار شگفت است كه فخر رازى گويد : « ما قسم مىخوريم به خدا كه خبر نصّ در دلهاى ما اثر نكرده و افادهء ظنّ به صحت نمىكند ، كجا مانده كه افاده قطع كند » .
و مصنّف ( قدس سرّه ) بعلّت عدم تأثير آن نصوص در دل امثال امام رازى اشاره فرموده كه :
شما به تعصب و تقليد مبتلا هستيد و البته آن نمىگذارد كه حقّ را دريابيد ، و لا بدّ بايستى از اين گونه جوابهاى سست گفته باشيد و براى يافتن حقّ در مقام كنجكاوى شرائطى چند است كه اگر يكى از آنها در آن موقع كه مكلف در مقام بدست آوردن و اجتهاد در اصول دين است وجود نداشته باشد و از انسان تخلف كند هرگز مكلف نمىتواند حقيقت را بدست آورده و اعتقادات خود را استوار بر اساس حق نمايد .
و اين جانب آن شرايط و مقدّمات ششگانه را در مقدمهء كتاب « علم امام ( ع ) » مشروحا بيان كرده و نگارش دادهام و بايد به آنجا از ص 61 - 66 ، مراجعه نمود و در اينجا به خلاصهء آنها اشاره