تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
و امّا كثرت جهاد او احتياج به ذكر ندارد ، همچنانكه ابن ابى الحديد گفته است كه « متعرّض ذكر اين معنى شدن ، تحصيل حاصل است . »

[ صفات خارجه ]

و امّا صفات خارجه كه مستوجب مدحند چند قسم است كه آن حضرت جامع همه بود و سرآمد همهء عالميان بود . قسم اوّل - نسب عالى ؛ و شكّى نيست كه هر يك از قرابت او با رسول اللّه بيشتر باشد ، نسب او عالىتر و شريف‌تر است . و آن حضرت از همه كس اقرب به رسول اللّه بود ، زيرا كه پسر عمّ مادرى و پدرى آن حضرت بود . و عبّاس اگر چه عمّ آن حضرت بود ، امّا برادر پدرى عبد اللّه بود و مادر ايشان يكى نبوده است ، به خلاف ابو طالب « 71 » كه برادر پدرى و مادرى عبد اللّه بوده است و شكّى نيست كه هيچ يك
هامش
فضائلى مىباشد كه بنى اميه و معاويه را بسيار ناراحت كرده بود و لذا معاويه در اين باره بسيار تلاش كرده كه اين فضيلت را بلكه وارونه به مردم نشان بدهد و از يادها فراموش بشود و پولها خرج كرده ولى موفق نشده است و داستان آن در كتابها مسطور است . ( 71 ) . در عظمت و شأن و جلالت و شخصيت آن بزرگوار همين بس است كه پدر عالى قدر امام امير المؤمنين ( ع ) است و اجماع اهل بيت ( ع ) و ضرورت مذهب شيعهء اماميه بر آنست كه ابو طالب ( ع ) با اسلام و ايمان و اعتقاد به نبوّت خاتم الانبياء و ولايت سيد الاوصياء از دنيا رحلت فرموده و خدمات آن بزرگوار به رسول اللّه ( ص ) و بر پيشرفت اسلام بالاتر از آنست كه احتياج به بيان داشته باشد . اسلام و مسلمين رهين منّت خدمات و زحمات بىپايان شيخ الاباطح ابو طالب - رضوان اللّه تعالى عليه - است و كتابهاى مستقلى قديما و جديدا دربارهء او تأليف و طبع و نشر شده و از غرائب روزگار و از عجائبى كه در تاريخ مانده جمعى در صورت ظاهر از مسلمين و نواصب از روى عداوت با امير المؤمنين ( ع ) اصرار دارند بگويند كه ابو طالب شيخ الابطح - رضى اللّه تعالى عنه - هنوز ايمان نياورده از دنيا رفت ولى « رأس المنافقين و رئيسهم » و پيشواى زنادقه « صخر بن حرب » مشهور ، ابو سفيان اموى ايمان آورده و مسلم از دنيا رفت و حتى تعبير يكى از آن گروه در حق معاوية ابن ابى سفيان اين است كه گفته : « صحابى ابن صحابى و مسلم بن مسلم » در صورتى كه بايد بگويد : « منافق ابن منافق و كافر ابن كافر » .