جميع علايق دنيويّه را از خود سلب كند و آن اشرف بريّات چندين مراحل از اين مرتبه ، ترقّى نموده بود و به مرتبهاى رسيده بود كه از خود قيودات دنيويّه و اخرويّه را حذف كرده بود ، بلكه از خود هم غايب شده بود و به غير از جناب الهى ، هيچ چيز ديگر منظور نظر او نبوده همچنانكه به تواتر رسيده است « 67 » كه در مناجات گفت :
« خداوندا ! عبادت تو را از راه خوف عقاب تو يا از براى شوق به ثواب تو نمىكنم ، بلكه ترا مستحقّ عبادت شناختهام و به اين جهت لواى طاعت و بندگى تو افراختهام . »
و اين غايت رتبهء امكانى است و احدى از كلّ اوصياء و اولياء ، قدم به اين وادى ننهادهاند و دم از اين مطلب نزدند .
هشتم - « صبر » است . و صبر آن حضرت در مرتبهاى بود كه آن مصائب و محن و بلايا و فتن كه به او رسيد ، مع ذلك صبر نمود و هرگز خلاف شكرى از او سر نزد .
آتش به در خانه او افروختند و در خانه او كه « مهبط وحى » الهى بود ، سوختند و در را بر شكم سيدهء عالميان زدند و طفل او را سقط نمودند و تازيانه بر
هامش
( 67 ) . اشاره به فرمايش امير المؤمنين ( ع ) كه فرموده :
« ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنتك و لكن وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك »
و در بعضى مواضع كلمهء « الهى » بر اول آن افزوده شده كه رويّهء مناجات را مىرساند . و در روايات زيادى معنى همين كلمات شريفه وارد شده و ليكن عين آن كلمات مباركه مسندا در كتب حديث شيعه به نظر نرسيده است ، چنانچه شيخ علامهء محدّث حر عاملى ( ره ) در مقدمهء عبادات از « وسائل الشيعة » در هامش مىفرمايد : « و لا يحضرنى الآن ان احدا من اصحابنا رواه فى كتاب من كتب الحديث نعم بعض المتأخرين و كأنه من روايات العامة » .
و اينكه مصنّف ( قدس سرّه ) مىفرمايد : « به تواتر رسيده است » ، مرادش آنست كه آن كلمات شريفه را در كتب سنّى و شيعه نقل كردهاند ، زيرا علماء اعلام در كتب اخلاق و در كتب فقه در مقام استدلال استشهاد به همين كلمات كرده و با آنها استدلال نمودهاند و آنها را ارسال مسلم گرفته و از امير المؤمنين ( ع ) دانستهاند ، چنانچه شيخ اعظم انصارى ( ره ) در كتاب « طهارت » با آن كلمات شريفه استدلال فرموده است ، منظورش متواترا در كتب نقل شده نه اينكه به اسانيد متواتره روايت شده است .