سوّم - « فصاحت » ؛ و افصح بودن او از جميع فصحاء عالم و بلغاء بنى آدم ، از آن ظاهرتر است كه احتياج به دليل داشته باشد . همهء فصحاء متّفقند كه كلام او فوق كلام مخلوق و تحت كلام خالق است . و كسى كه بهرهاى از فصاحت داشته باشد در كتاب نهج البلاغه كه از كلام آن حضرت است تأمّل كند ، اين معنى بر او ظاهر مىشود . و افصح بودن آن حضرت در نزد قاطبهء اهل سنّت مسلّم است .
هامش
انگشت وى گرفت و نزد پيغمبر ( ص ) آورد و از جملهء غنايم بود و پيغمبر ( ص ) در تقسيم غنائم ، آن انگشتر را به امير المؤمنين ( ع ) داد و آن حضرت آمد ، در حالى كه آن انگشتر در انگشت مباركش بود ، و آن را در اثناء نماز كه پشت سر رسول اللّه ( ص ) بود به سائل تصدّق كرد . »
عين اين فائده را سيد بحرانى ( ره ) در « تفسير برهان » نيز بيان كرده است و معلوم نشد كه اين روايت « عمار ساباطى » را از كجا نقل فرموده و البته بايد بيشتر در جوامع حديث به تتبّع و تفحّص پرداخت تا مصدر خبر بدست آيد .
« عمار بن موسى ساباطى » كه راوى خبر است - و بر حسب ظاهر مرسلا از او نقل شده كه موجب ضعف حديث است - فطحى مذهب بوده و اكثر علماء اماميّه ، گرچه در مقام اجتهاد و استنباط احكام شرعيه به جهت وثوق و اطمينانى كه به وى در نقل روايت داشتهاند به رواياتش عمل كردهاند ، چنانچه با مراجعه به كتب فقه و رجال اين مطلب واضح است ، ولى بعضى از بزرگان دين تصريح فرموده كه به متفرّدات روايات « عمار ساباطى » اعتماد نتوان كرد و همين معنى در اين خبر كه دربارهء قيمت آن انگشتر نقل كرده وجود دارد ، و عمار متفرّد در نقل آنست . حالا محى الدين عربى از كجا ادّعا كرده كه « به صحّت پيوسته است » معلوم نشد .
و بر فرض صحّت روايت از ظاهر آن چنين برمىآيد كه امام - عليه السلام - آن را در انگشت مبارك مدّتى نگاه نداشته تا گفته شود كه امام ( ع ) چرا انگشتر با آن قيمت را در دست مبارك نگاه داشته بود ، با آن فقرى كه در آن زمان در مسلمين وجود داشت . و آن مجسّمهء عدل الهى آن را به فقراء تقسيم نفرموده ، چنانچه شيوه و رويّهء امام امير المؤمنين ( ع ) بر آن جارى بود ، زيرا چنانچه از ملاحظهء عبارت عربى خبر مزبور به خوبى برمىآيد ، امام ( ع ) انگشتر را كه بدست مبارك كرده بعد از آن بدون تأخير رو به مسجد آورده و به نماز ايستاده و انگشتر را به سائل بخشيده است ، و ميان نگاه داشتن امير المؤمنين ( ع ) انگشتر را در دست مبارك خود و دادن آن به سائل مدّت بسيار كم بوده است و چون امام ( ع ) در حال نماز بوده و نخواسته كه سائل مأيوس و دست خالى از مسجد بيرون رود لذا انگشترى را كه داراى آن قيمت گزاف بوده به آن سائل داده كه يكدفعه غنى گردد ؛ ولى حرف در سر صحّت اصل روايت است و سيد بحرانى ( ره ) از كجا نقل فرموده .
و بعد از آن سيد بحرانى ( ره ) از كتاب « سر العالمين » غزالى نقل كرده كه آن انگشتر