« به صحّت پيوسته است انگشترى را كه آن حضرت در نماز تصدّق نمودند ، قيمتش مساوى خراج شام بوده و خراج شام ششصد « 62 »
خروار نقره و چهار خروار طلا بود . » « 63 »
و معاويه - اسكنه الله فى الهاويه - با شدّت عناد ، در خصوص سخاوت آن حضرت گفت :
« اوست كه خانهاى مملوّ از اموال را تصدّق مىكند تا هيچ باقى نمىماند و جاى آن اموال را جاروب مىكند و در آنجا نماز مىكند . و اوست كه اگر يك خانه پر از طلا و يك خانه پر از كاه در نزد او باشد ، مساوى است . و خانه طلا را پيش از خانه كاه تصدق مىكند تا هيچ چيز از آن باقى نماند . »
هامش
است : جمعى او را تكفير كردهاند ، مانند علامهء تفتازانى و غيره ؛ و عدهاى وى را از اكابر اولياء دانستهاند ، بلكه او را از جملهء عرفاء كاملين و اعاظم مجتهدين بشمار آوردهاند ؛ و جمعى ديگر در او به ولايت قائل شده ولى مطالعهء كتب او را حرام دانستهاند .
دميرى در « حياة الحيوان » از عز الدين عبد السلام نقل كرده كه : « محى الدين را از دروغگويان شمرده است . »
از اكابر علماى شيعه صدر المتألهين ( قدس سرّه ) در « اسفار » بكلمات و حرفهاى او بسيار اعتنا كرده است .
و محى الدين دربارهء حضرت « ولى عصر » امام زمان ( ارواحنا فداه ) كلمات ارزنده دارد . با اين وصف در آنچه دربارهء انگشتر كه امير المؤمنين - سلام اللّه عليه - به سائل داده نقل كرده و نسبت به قيمت آن نگارش داده ، قضاوت با خوانندهء محترم است . آيا مىتوان از شيخ محى الدين عربى قبول كرد ؟
( 62 ) . بايد اگر موافق روايت « عمار ساباطى » است « سيصد بار » باشد نه « ششصد خروار » و « چهار بار » باشد نه « چهار خروار » ولى در « طوالع الانوار » از محى الدين عربى آن هم از عمار ساباطى « ششصد بار » نقل كرده ، رجوع شود به ص 165 .
( 63 ) . سيد علامه محدث بحرانى در « غاية المرام » ، ص 109 در ضمن فائده گويد :
« عمار بن موسى ساباطى از حضرت ابى عبد اللّه ( ع ) روايت كرده ، انگشترى كه حضرت امير المؤمنين ( ع ) تصدّق كرد ، وزن حلقهء آن چهار مثقال نقره بود و وزن نگين آن كه از ياقوت سرخ بود پنج مثقال بود كه قيمت آن خراج شام است و خراج شام سيصد بار نقره و چهار بار طلا بود . و اين انگشتر متعلّق به مروان بن طوق بود كه بدست امير المؤمنين ( ع ) كشته شد و انگشتر را از