تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
امّا مرتبه خلفاء ضلال - عليهم اشدّ اللعن و الوبال - « 55 » در علم و دانش ، آن بوده است كه اوّلى ايشان گفت : « اقيلونى اقيلونى فلست بخيركم و علىّ فيكم . - واگذاريد مرا ! واگذاريد مرا ! كه من بهتر از شما نيستم و على ( ع ) در ميان شماست . » دوّمى ايشان در وقايع بسيار و قضاياى بىشمار ، در احكام شريعت خطا كرد و حضرت امير المؤمنين او را ارشاد نمود و او مىگفت : « لو لا علىّ لهلك عمر . - اگر على نبود ، هرآينه هلاك مىشد عمر . » و اهل سنّت در كتب خود به طريق متعدّده اين دو نقل را ذكر كرده‌اند . « 56 »
هامش
( 55 ) . چون خلفاى سه‌گانه را عده‌اى از مردم بزعم خودشان براى خلافت انتخاب كرده‌اند و در انتخاب اوّلى آنها بزرگان مسلمين و اركان اهل حلّ و عقد هم وجود نداشتند و انتخاب ناقص و بىاساس بوده و مجلس « سقيفه » خالى از دسيسهء امويه نبوده ، علاوه اينكه لياقت جانشينى پيغمبر اكرم ( ص ) را نداشتند ، مانند رؤساى جمهورى در دنياى حاضر بوده كه با دسيسه و انتخاب عده‌اى مقام رياست را اشغال مىنمايند و لذا ما خلفاى سه‌گانه را غاصب خلافت دانسته و آنها را ناحق مىدانيم . بلى ، جمعى آنها را انتخاب كرده‌اند و انتخابشان از جانب خدا نيست ، پس براى ما هيچ‌گونه لزومى ندارد كه به آنها كه انتخاب‌شدهء مردم بوده‌اند محبّت داشته باشيم و محبّت آنها را از ايمان بشماريم و لذا آنها را خلفاى ضلال مىدانيم ، علاوه اينكه اصلا انتخاب امام بدست مردم اساسا باطل است . ( 56 ) . يعنى نقل قول ابو بكر : « اقيلونى » و قول عمر : « لو لا علىّ لهلك عمر » در كتب معتبرهء زيادى از اهل سنّت نقل شده و قول عمر را با عبارت مذكوره و با عبارات مختلفه كه مفاد آنها يكى است در كتب بسيار نقل كرده‌اند ، رجوع شود به « تهذيب التهذيب » ، ابن حجر عسقلانى ، ج 7 ، ص 337 ، ط حيدرآباد ؛ و « اصابه » ، ج 2 ، ص 509 ، ط مصر ؛ و « تأويل مختلف الحديث » ، ابن قتيبه ، ص 201 ؛ و « صواعق محرقه » ، ابن حجر مكى ، ص 76 ، طبع مصر در سال 1312 ه ، در مطبعهء ميمنيه ، كه تحريف نشده چنانچه سائر طبعهاى « صواعق » را سنّيها تحريف نموده و نشر كرده‌اند ؛ و « اسد الغابه » ، ج 4 ، ص 22 ؛ « تاريخ الخلفاء » ، سيوطى ص 66 ، و غير از اينها از كتب كه اگر شمرده شود متجاوز از چهل كتاب از كتب معتبره است .