نمىنمود . و در نزد دشمنان حكومت و رأى و تدبير صائب آن بود كه خلاف شرع هم به عمل بيايد ، چنان كه آن حضرت در نهج البلاغه اين معنى را مىفرمايد . « 51 »
پس ثابت شد - به حمد اللّه تعالى - كه سلسلهء همه كمالات و رشتهء جميع معقولات و منقولات به او منتهى مىشود ،
همچنانكه ابن ابى الحديد گفته است كه :
« هر كه بهرهاى از فضيلتى داشته ، از او داشته ؛ و هر كه حكومتى يافته ، از او يافته ؛ و هر كه لواى معرفتى را برافراشته ، از بيان او برافراشته ؛ و هر كه مبدء و معاد را شناخته ، از كلام او شناخته ؛ و هر كه چراغى از عرفان روشن نموده ، از مشعل معارف او روشن نموده ؛ منبع همه فضايل و همه كمالات او بوده ، و گوى سبقت از ميادين فنون معارف ، او ربوده . » « 52 »
و آنچه بر اين معنى دلالت مىكند ، حديثى است كه « ابو المؤيّد خوارزمى » كه از اكابر اهل سنّت است در كتاب مناقب از « سلمان فارسى » - رضى اللّه عنه - « 53 » روايت كرده است كه حضرت رسول ( ص ) فرمود كه :
« داناترين شما بعد از من علىّ بن أبي طالب - عليه السلام - است . »
و باز او در همان كتاب و « حافظ ابو نعيم » در كتاب حليه از پيغمبر ( ص ) روايت كردهاند كه آن حضرت فرمودند كه :
« صحيح حكمت ده جزء است ، نه جزء آن را على ( ع ) دارد و يك جزء ديگر در ميان جميع مردم قسمت شده است . » « 54 »
اينست رتبهء مقتداى فرقهء محقّه در فضيلت ، و اين است مرتبهء پيشواى طايفهء ناجيه در معرفت .
هامش
( 51 ) . قال ( ع ) : « لو لا الدّين و التّقى لكنت ادهى العرب . »
( 52 ) . « شرح نهج البلاغه » ، ج 1 ، ص 17 ، ط مصر ، دار احياء كتب العربيه .
( 53 ) . « كفاية الطالب » ، ص 190 ، س 17 ، ط نجف ، بعد كنجى شافعى مىگويد : « اين حديث را همدانى در كتابش نقل كرده و خوارزمى هم به او تابع شده است . »
( 54 ) . « كفاية الطالب » ، ص 85 ، « حلية الاولياء » ، ص 65 ، ج 1 ، ط بيروت .