تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
در علم به قواعد اصول شرعيّه هم بالاتر از همه باشد . و مؤيّد اين معنى ، حديثى است كه به طريق شيعه و سنّى رسيده است كه حضرت امير - عليه السلام - فرمودند كه : « اگر من متمكّن شوم ، هرآينه حكم خواهم كرد ميانهء اهل تورات ، به تورات ايشان ؛ و ميانهء اهل انجيل به انجيل ايشان ؛ و ميانهء اهل زبور به زبور ايشان ؛ و ميانهء اهل قرآن به قرآن ايشان . به خدا قسم ! كه نازل نشده است آيه‌اى در بيابان يا در صحرا ، يا در وادى يا در كوهسار ، يا در زمين يا در آسمان ، يا در شب يا در روز ، مگر اينكه مىدانم در شأن كه نازل شده است و از براى چه امرى نازل شده است . » « 45 » امّا علم « كلام » ؛ ظاهر است كه جميع آنچه متكلّمين در كتب خود ذكر كرده‌اند ، مأخوذ از كلمات آن حضرت و اولاد طاهرين اوست . و كسى كه اندك تتبّع داشته باشد ، اين معنى بر او ظاهر است . و مع ذلك متكلّمين معتزله هم منسوبند به مشايخ ايشان كه « حسن بصرى » و « و اصل بن عطا » باشد . و حسن بصرى شاگرد آن حضرت بود و و اصل بن عطا هم شاگرد ابو على جبائى بود و او شاگرد ابو هاشم بود و او شاگرد عبد اللّه بن محمّد بن الحنفيّه بود و او شاگرد پدرش بود و پدرش شاگرد پدر خود امير المؤمنين - عليه السلام - بود . و امّا متكلّمين اشاعره ؛ استاد ايشان « شيخ ابو الحسن اشعرى » بود و او شاگرد ابو على جبائى بود و انتساب او به حضرت معلوم شد . و امّا متكلّمين خوارج منسوبند به مشايخ خود و مشايخ ايشان همه شاگرد آن حضرت بودند و اگر چه مردود آن حضرت شدند . و امّا انتساب متكلّمين شيعه اماميّه و زيديّه و ساير فرق شيعه به آن حضرت ظاهر است .
هامش
( 45 ) . سنّى و شيعه اين كلمات گهربار را از حضرت رسول اكرم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - نقل كرده‌اند ، رجوع شود به « اربعين » ، امام فخر الدين رازى ، ص 466 ، ط حيدرآباد ، سال 1353 ه . و امير المؤمنين ( ع ) اقضاى اين امت است رجوع شود به « غاية المرام » ، سيد بحرانى ( قدس سرّه ) ، ص 528 .
انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 163 | ملا محمد مهدي النراقي