تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
جواب : آنست كه فوائد بودن حجّت الهى بر روى زمين بىغايت و منافع وجود او بىنهايت است . يكى آنست كه مردم امور خود را از او تحقيق نمايند و در ظاهر رتق و فتق امور عالم را بكند و اين فايده در وقتى است كه ظاهر باشد . و فوائد بسيار هست كه در اصل وجود به او روى زمين است اگر چه غايب باشد : اوّل - آنكه در حديث قدسى « 8 » وارد شده است كه خداى تعالى مىفرمايد : « من گنجى بودم مخفى ، پس دوست داشتم كه مرا بشناسند ؛ پس انسان را خلق كردم تا من شناخته شوم . » پس از اين خبر قدسى اثر ، معلوم مىشود كه باعث بر ايجاد انسان ، معرفت خداوند ديّان است . و بايد در ميان بنى نوع انسانى كسى باشد كه معرفت الهى - كما هو حقّه - از براى او حاصل شده باشد تا مضمون اين حديث به عمل آيد . و حصول معرفت الهى - كما هو حقّه - به غير از مرتبهء نبىّ يا امام ، رتبهء ديگرى نمىباشد . پس بايد هميشه روى زمين از حجّت الهى خالى نباشد تا حامل معرفت او در ميان مردم باشد . دوّم - آنست كه مجرّد بودن او لطف و فيض است از براى مردم ، زيرا كه وجود او بر روى زمين ، باعث نزول بركات و خيرات است و مقتضى دفع بليّات و آفات است و سبب قلّت تسلّط شياطين جنّ و انس است بر بلاد و موجب عدم استيلاى غولان مردم فريب است بر عباد . و از اين جهت است كه از اخبار اهل بيت طاهرين - صلوات الله عليهم اجمعين - رسيده است كه : « اگر روى زمين از حجّت الهى خالى باشد ، هرآينه زمين با اهل او فرو مىرود . » و توضيح اين مقام آنست كه جناب الهى به سبب مصالحى چند ، شياطين را ايجاد كرده است و ايشان را فى الجمله تسلّطى بر بنى آدم داده است . و هر چند بر جماعتى تسلط شياطين و آثار ايشان زيادتر شود ، عنايت الهى بيشتر از ايشان
هامش
( 8 ) . « مصابيح الانوار » ، سيد علامهء محدّث شبّر ( قدس سرّه ) ، ج 2 ، ص 405 ، حديث 230 .