احتمال كذب داشته باشد ، شكّى نيست كه از نقل مجموع آنها يقين حاصل مىشود به قدر مشترك ميان آنها ، يعنى : يقين به صدور معجزه فى الجمله حاصل مىشود و اين را علماء تواتر با معنى مىگويند . مثلا : نقلهاى بسيار از غزوات و حروب « رستم » به ما رسيده است كه هر يك از آنها دلالت بر شجاعت رستم مىكند ، امّا هر يك از آن نقلها در نزد ما به تواتر نرسيده است كه افادهء جزم از براى ما بكند ، ولى از مجموع آن نقلها ، علم قطعى از براى ما حاصل شده است كه رستم شجاع بوده است .
پس اگر خصم بخواهد انكار تواتر هر يك از معجزات پيغمبر را بكند ، نمىتواند ؛ زيرا كه از نقل جميع معجزات پيغمبر ما كه از هزار متجاوز است ، علم قطعى حاصل مىشود كه فى الجمله آن جناب ( ص ) صاحب معجزه بوده است و همين در اثبات نبوّت او كافى است . و كسى كه انكار اين معنى را بكند ، لازم مىآيد كه انكار جميع اخبار متواتره را بكند و اين محض مكابره و لجاج است ، بلكه بر چنين شخصى لازم مىآيد كه انكار امور مشاهدهء محسوسه را بكند و در اين صورت از دايرهء انسانيّت بيرون خواهد بود .
دليل دوّم - آنست كه آن فخر حرم بطحاء ، و آن ماه طالع از مكّه و منى ، و آن نجم لامع از زمزم و صفا ، در هنگامى كه يتيمى بود بىمعين و ياور ، و طفلى بود بىزر « 23 » و لشكر و انصار ، و در وقتى كه امّى بود و تأديب از معلمى نديده بود و از استادى دروس و شرايع و احكام نشنيده و از ميان عرب و عجم و ترك و ديلم برخاست و علم نبوّت برافراخت و كوس دعوت بنواخت و ادّعاى امر عظيم نمود . و جميع عالم را دعوت نمود به چيزى كه مخالف طريقهء ايشان بود ، زيرا كه ايشان را امر نمود به پرستيدن خداوند ديّان و زجر كرد از عبادت اوثان و وضع كرد بر آنها تكليفات شاقّهء مشكله و منع كرد ايشان را از اهواء و آراء باطله ، در زمانى كه جميع
هامش
( 23 ) . آنچه از نسخ مطبوعه از كتاب به نظر رسيده ، عبارت در اينجا اين گونه است : « بىذره » ؛ ولى در نسخهء خطى كه در سال 1256 ه ، يعنى چهل و هفت سال بعد از وفات مصنّف ( ره ) كتابت شده ، عبارت اين است : « بىزر » و آن صحيح است .