اسفنديار پيش از ما بودهاند و شكّى هم نداريم كه شهر خطا و ايغور و ساير بلاد بعيده حال وجود دارند و كثرت اخبار به نحوى كه شك باقى نماند عبارتست از تواتر و بعينه عاجز شدن فصحاء عرب از معارضهء قرآن به اين نحو بر ما ثابت است كه اگر چنانچه كسى بتواند انكار وجود شهرهاى بعيده را بكند ، مىتواند انكار اين معنى را هم بكند ، بلكه معارضه كردن سيّد آخر الزّمان - عليه صلوات اللّه الملك الرّحمن - كافّهء صنا ديد عرب را به قرآن ، و عاجز شدن ايشان ، اشهر و اعرف است در نزد مردمان از وجود ملوك ماضيه و قرون خاليه و بلاد نائيه ؛ و چگونه چنين نباشد و حال آن كه معاندين و مشركين ، غايت سعى را داشتند كه اگر كسى در مقابل قرآن كلامى انشاء كند ، آن را نقل كنند و در امصار و اقطار ، مشهور و منتشر كنند . حتّى اينكه هفوات « مسيلمهء » « 16 » كذّاب كه گفته است : « الفيل ما الفيل و ما أدراك ما الفيل ، له ذنب وثيل و خرطوم طويل » « 17 » در زبر و مصنّفات نقل كردهاند و ترّهات « 18 » سجاح « 19 »
سجّاعه را در دفاتر و مؤلّفات ثبت نمودهاند . و با وجود اين اهتمام بليغ ، اگر در مقابل
هامش
( 16 ) . مسيلمهء كذّاب در زمان رسول اللّه ( ص ) متنبّى بوده و ادّعاى پيغمبرى كرده و در سال يازده هجرت در زمان ابو بكر كشته شد و « سجاح » بنت حارث بن سويد بن عقفان هم زنى بوده متنبّئه كه ادّعاى پيغمبرى كرده و با جمعى از عشيرهء خود ارادهء جنگ با ابو بكر كرد و خبر وى به مسيلمه رسيد و با جمعى از قوم خود با وى ملاقات كرده و او را تزويج نمود . و « سجاح » در جنگ با مسلمين تاب مقاومت در خود نديده به جزيره مراجعت كرد و خبر قتل مسيلمه را شنيد و اظهار اسلام كرد و مهاجرت به بصره نمود و در ايّام معاويه در حدود سال 55 هجرى بمرد .
داستان خندهآورى راجع به تزويج وى با مسيلمه در تواريخ نقل شده ، رجوع شود به « تاريخ كامل » ، ابن الاثير ج 2 ص 355 - 356 ، ط بيروت .
و يكى از معاصرين از سنّيها گويد كه آن داستان از دروغهاى قصهسرايان است و خواستهاند به « مسيلمه » و « سجاح » تشنيع سازند و اين مدّعاى وى در مقام نبوت احتمال دارد صحّت داشته باشد ولى در مقام اثبات ادّعا بدون دليل است .
( 17 ) . الوثيل جمع وثائل : 1 - الليف 2 - الحبل من الليف او القنب 3 - الضعيف .
( 18 ) . ترهات : اباطيل .
( 19 ) . در اغلب نسخههاى چاپ شده از كتاب عبارت به اين نحو است : « ترهات سجاح و سجاحه را » و آن تصحيف در نسخه چاپ سال 1271 قمرى عبارت به اين ترتيب است : « ترهات سجاح سجاعة را » و آن درست است چون سجاح در كلمات خود سجع به خرج مىداده است .