عالم را كفر و شقاوت فرو گرفته بود و كلّ فرق بنى آدم را جحود و قساوت احاطه كرده بود . عرب مشغول به عبادت صنم و پرستيدن آتش شيوهء عجم ، يهود در ضلالت و نصارى « 24 » در جهالت ، اتراك و ديالمه در خونريزى و رنج ، و صقالبه « 25 » در فتنهانگيزى ، هندوان بعضى در عبادت شمس و قمر و برخى در پرستيدن گاو و خر . « 26 »
و بالجمله در زمانى كه جميع فرق انام از جاده هدايت و ارشاد منحرف و همهء خواص و عوام از طريقت معرفت مبدء و معاد منصرف ؛ آن عالىشأن علم مخالفت با همه برافراخت و مذاهب ايشان را فاسد و نابود انگاشت و در معرض خرابى دولتهاى ايشان برآمد و در صدد ابطال و اخلال ملتهاى ايشان دامن بر كمر زد . و جميع عالميان در منازعه او علم مجادله برافراختند و كلّ طوايف انسان از براى الزام او تدابير و حيلهها ساختند ؛ اجلاف عرب و عجم در صدد جنگ و جدل بر آمدند و ابطال ترك و ديلم در معرض خونريزى و قتال كمر بستند ؛ احبار يهود
هامش
( 24 ) . نصارى بايد از اظهار اساس دين فعلى خودشان در خجالت باشند ، زيرا قائل شدن به اقانيم سهگانه تناقض است و آن محال است . و تمامى عقائد اتباع كليسا مأخوذ از بتپرستها و اقوام پوسيدهء گذشته و آراء كفّار هند و وثنيين و آتشپرستان است و از دين صحيح حضرت مسيح ( ع ) در دست نصارى چيزى باقى نمانده ؛ رجوع شود به كتاب « العقائد الوثنية فى الديانة النصرانية » كه اخيرا آن را افست كرده و انتشار داده شد و ترجمه به فارسى آن نيز به قلم مرحوم آقاى شريعتمدار دامغانى سابقا طبع شده است .
( 25 ) . صقالبه جمع صقلاب است و آنان اقوامى بودند كه در بين بلغار و قسطنطنيه سكونت داشتند و مردم فعلى چكسلواكى و يوگوسلاوى از اعقاب همين اقوام مىباشند . و صاحب « مراصد الاطلاع » در مادّهء « صقلب » به تاريخ اين اقوام اشاره كرده است . لفظ « صقلاب » كه آن را با « سين » مهمله هم نوشتهاند در بوستان سعدى به نظر مىرسد :و گر پارسى باشدش زاد و بوم * بصنعاش مفرست و سقلاب و روم« فرهنگ معين » جلد 5 قسمت آخر ، ص 771 .
( 26 ) . در اين عصر نيز جمع زيادى از هندوان در گوسالهپرستى بسر مىبرند با اينكه بشر ادّعا دارد كه عصر علم و به ترقّيات روزافزون نائل است ، ولى جمع كثيرى از هندوها در خرافات گاوپرستى غوطهورند و دست استعمار نيز مىخواهد آنها در آن جهالت و نادانى بمانند و به بهانهء بىاحترامى به گاو را دستآويز كرده ، خون خداپرستان را بريزند .