آهنگ مكالمه و لجاج نمودند و قسّيسين نصارى بنياد مباحثه و احتجاج كردند و حكماء دهريّه در مقام برهان و استدلال درآمدند و ملاحدهء سوفسطائيّه بناى قيل و قال گذاشتند و بالجمله گروه مختلفه بر سر آن حضرت ( ص ) هجوم آوردند و هر يك به نحوى بناى منازعه و مجادله با آن جناب گذاشتند ، بلكه اقرباء آن حضرت نسبت به او در غايت بغض و عداوت و خويشان او در نهايت كينه و شماتت و آن عالىجناب با وجود فقدان انصار و احباب و با عدم معاشرت با جماعت اولى الالباب و با عدم آميزش او با ارباب علم و دانش و عدم مصاحبت او با ارباب بصيرت و بينش ، جميع اين طوايف مختلفه را هر يك در فنّ خود مخذول و مغلوب و ذليل و منكوب نمود و بر همه غالب و فايق آمد . و گردنكشان امم و سرهنگان بنى آدم ، طوعا و كرها ، داخل در دين او شدند و اطراف عالم از مشرق و مغرب ، ايمان به او آوردند . وصيت دعوت او مشتهر در كلّ مواضع و امصار گرديد و نور هدايت او منتشر در جميع ممالك و اقطار شد . ريشهء كفر و عناد را از بلاد كند و شيوهء شرك و فساد را از ميان عباد برافكند . ظلمانيان را نورانى و جسمانيان را روحانى گردانيد و اساس شريعتى در ميان مردم استوار نمود كه مشتمل است بر حكم و مصالحى چند ، كه بالاتر از آن متصوّر نيست . و آنچه طوايف انام محتاج به آن بودند از شرايع و احكام و مسائل حلال و حرام ، بر همهء فرق بر وفق حكمت و طبق مصلحت قرار داد .
الحمد للّه از زمان آن سرور الى زماننا هذا ، قوّت دين و شريعت او در تزايد ، و اساس آئين و طريقت او در تصاعد بوده است و هيچ عاقلى شكّ نمىكند كه صدور امور مذكوره از شخصى به صفات مسطوره نمىتواند شد ، مگر به تأييد ربّانى و قوّت يزدانى و از پيش خود با وجود عدم معين و انصار و امّى بودن ، مؤسس اين اساس نمىتواند شد و امرى كه بناى او بر كذب و افتراء باشد ، اين استحكام را نمىتوانست داشت ، بلكه تا حقيقت نداشته باشد ، اين قسم اساس از چنان شخصى برپا نمىشود . و از آنجا است كه بعضى از عقلاء گفتهاند كه « حقيقت شيء حافظ آن شيء است » .
دليل سوّم - آنست كه هرگاه در نظام عالم پيغمبرى بايد باشد ، البتّه اين
انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١١٥