تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
و تواتر عبارتست از خبر دادن جمع كثيرى كه خبر ايشان افادهء يقين كند و احتمال كذب نداشته باشد مثلا ما نوح و ذو القرنين « 14 » و رستم و اسفنديار و ساير امم ماضيه را نديده‌ايم ، و همچنين شهر « خطا » و « ايغور » « 15 » و ساير بلاد بعيده را مشاهده نكرده‌ايم ، امّا از كثرت اخبار شكّى نداريم كه نوح و ذو القرنين و رستم و
هامش
( 14 ) . قرآن مقدّس تصريح فرموده كه « ذو القرنين » ، بانى سدّ است و نام او را ذكر نفرموده ، عده‌اى خيال كرده‌اند كه او « اسكندر » رومى است و بعضى تصور نموده كه از ملوك « آشور » و بعد از اسكندر رومى آمده ؛ در صورتى كه « ذو القرنين » بانى سدّ ، سيصد سال تقريبا قبل از اسكندر رومى بوده است . و بعضى معتقدند كه « اسكندر رومى مكدونى » غير از « اسكندر ذو القرنين » است و هر دو را نام « اسكندر » بوده و جهت اشتباه هم نام بودن اين دو نفر شده . علامه آقا سيد محمد على هبة الدين شهرستانى ( ره ) قائل است كه ذو القرنين يك مرد مقتدر نيكوكار از ملوك حمير يمن است و نامش « صعب بن عبد اللّه » است و روايت از امير المؤمنين - سلام اللّه عليه - هم موافق آنست . ابو الكلام آزاد هندى و بعضى ديگر « ذو القرنين » را به كوروش از ملوك هخامنشى تطبيق كرده ، ولى احتمالات و تطبيقات و حدسيات بيشترى نيست . ( 15 ) . لفظ « ايغور » ، (oygur) تركى است نام يكى از قبائل ترك است و ضبط صحيح آن « ايغر » به ضم « همزه » و سكون « ياء » و ضم « غين معجمه » و سكون « راء » است و « اويغور » هم مىنويسند ، چنانچه در « فرهنگ معين » است ، ج 5 ، ص 201 . و همو در حقّ آنها گويد كه : « يكى از قبائل ترك كه متمدن‌ترين آنها بشمار مىرفتند » ، بعد راجع به تاريخ آنها شرح داده ، رجوع شود به صفحهء نامبرده و ص 202 ؛ و نيز رجوع شود به « تاريخ ادبيات صفا » ج 3 ، ص 4 و ص 311 . محمود بن الحسين بن محمد الكاشغرى در كتاب « ديوان لغات الترك » كه آن را در سال 466 هجرى قمرى تأليف كرده و در سال 1333 قمرى در سه جلد در اسلامبول طبع شده و لغات تركى را به عربى شرح كرده است در ج 1 ، ص 101 گويد : « ايغر : اسم ولاية و هى خمس مدائن بناها ذو القرنين حين صالح ملك الترك » ، بعد از قريب يك صفحه نقل قصّه و راجع به تبديل بعضى از حروف به بعضى ديگر در ص 103 گويد : « و تلك الولاية خمس بلاد و اهلها اشد الكفرة و ارماهم و هى « سلمى » التى بناها ذو القرنين ثم « قوجو » ثم « جنبلق » ثم « بيش بلق » ثم « ينكى بلق » . . . و اينكه اهل آن بلاد را از شديدترين كفار نگاشته چون قوم « ايغر » در نيمهء قرن دوم هجرى به حدود تركستان هجرت كردند و « بيش بلق » را پايتخت خودشان قرار دادند و به آئين زنادقه « مانوى » گرويدند . و « ايغور » نام دو نفر از زمامداران روسيه بوده است . « قاموس اعلام » ، سامىبيك به لغت تركى جلد 2 ، ص 155 ، ط استامبول .