و در اين هم شبههاى نيست كه فصحاء عصر حضرت خاتم الانبياء ، بيشتر از فصحاء جميع اعصار بودند و در رشتهء فصاحت ماهرتر از فصحاء اعصار ديگر بودند . و سنّت الهيّه هم بر آن قرار گرفته كه يكى از معجزات هر پيغمبرى از نوع فعلى باشد كه اهل آن عصر در آن ماهر مىباشند . همچنانكه در زمان حضرت موسى - عليه السلام - چون سحره بسيار بودند ، خداى تعالى به او معجزهء اژدها شدن عصا را داد ؛ و در زمان حضرت داود - عليه السلام - چون موسيقىدانان بيشمار بودند ، خداى تعالى نيز به او نغمهاى عطا فرمود كه هر حيوانى و انسانى كه مىشنيد ، بيهوش مىشدند ، بلكه اضطراب در جمادات بهم مىرسيد ؛ و در زمان حضرت روح اللّه ( ع ) چون اطباء حاذق بسيار بودند و امراض غريبه را معالجه مىكردند ، جناب الهى به او معجزهء احياء اموات عنايت فرمود ؛ و در زمان حضرت خاتم المرسلين - عليه و على اولاده افضل صلوات المصلّين - چون فصحاء ذوى البلاغة و بلغاء اولى البراعة ، بىحدّ و نهايت بودند ؛ لهذا جناب خالق البرية به او « قرآن » را عنايت فرمود .
و سرّ اين آنست كه هرگاه صاحبان فنّ ، مشاهدهء معجزه را بكنند كه از نوع فن او است ، دفعتا ادراك مىكنند كه اين معجزه است و كار بشر نيست و زود اقرار به نبوّت صاحب معجزه مىكنند و ديگران هم تابع مىشوند ؛ به خلاف ساير مردم كه فرق گذاشتن ميان معجزات و افعالى كه خفيّه الاسباب باشد بر ايشان اشكال دارد . و از اين جهت اوّل سحره به موسى - عليه السلام - ايمان آوردند و اطبّاء حاذق به عيسى - عليه السلام - زودتر ايمان آوردند و همچنين فصحاء و بلغاء آسانتر منقاد خاتم النبيّين - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - مىشدند .
و از آنچه ما ذكر كرديم معلوم مىشود كه كسى را نمىرسد كه بگويد كه ممكن است كه محمد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - افصح فصحاء آن عصر بوده است و آيات قرآن را خود ايراد كرده باشد و جميع فصحاء از آن قسم تأليف عاجز بودهاند ، زيرا كه عقل مستقيم و ذهن قويم حاكم است كه محالست كه انسانى تأليف كلامى را بكند ، در عصرى كه اكثر مردم آن عصر فصحاء باشند و اهل آن عصر با ساير اعصار متقدّمه و متأخّره نتوانند كه يك سطر كلامى را مثل كلام او بياورند ،
انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٠٧