وجه دوّم - اشتمال آنست بر اصول معارف ، كه اگر كسى ديدهء او به نور معرفت روشن شده باشد ، مىداند كه با وجود اختصار ، محتويست بر جميع اصول معارف و حقايق ، و با وجود ايجاز ، منطويست بر همهء فنون اسرار و دقائق ؛ به نحوى كه همهء حكماء سابقين و عرفا مشاهدين ، با وجود سعى و اهتمام در استخراج دقائق معارف حقيقيّه ، و جدّ و جهد مالاكلام در استنتاج نتايج از مقدّمات يقينيّه ، به عشرى از اعشار ، و به اندكى از بسيار آن نتوانستند رسيد .
وجه سوّم - تأثير استماع او در نفوس ؛ به نحوى كه چنانچه كسى كه نفس او فى الجمله از كدورات عالم طبيعت مصفّى شده باشد و لمعات انوار عالم حقيقت بر او جلوهگر آمده باشد ، به مجرّد استماع آن كلام معجز نظام ، اثرى از آن در نفس خود مشاهده مىكند كه وراى آثاريست كه از كلمات بنى نوع انسانى مشاهده مىشود .
[ ب ] امّا وجوهى كه بر خواص و عوام هر دو معلوم مىتواند شد سه وجه است :
وجه اوّل - اينكه به تواتر ثابت شده است كه جناب محمّد بن عبد اللّه - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - ادّعاى نبوّت نمود و قرآن را معجزهء خود آورد و با آن جميع فصحاء و بلغاء عرب تحدّى يعنى معارضه نمود و گفت كه : اين كلام الهى است و معجزهء من است اگر انكار اين معنى را مىكنيد ، شما همه ارباب فصاحت و بلاغت هستيد ، مثل آن را بياوريد .
و جميع فصحاء « قحطان » و بلغاء « عدنان » ، با غايت رتبهء فصاحت و نهايت مرتبهء بلاغت ، و با وجود شدّت لجاج و عناد و كمال عداوت و بغض ايشان نسبت به آن عالىشأن ، هر چند سعى كردند ، نتوانستند يك آيه مثل آيات قرآنى بياورند ؛ تا اينكه چهار نفر از ايشان كه افصح از جميع بودند هر يك ، يك آيه از قرآن برداشتند و رفتند كه در مقابلهء آن آيهاى بياورند و بعد از يك سال ، ملاقات آن چهار نفر شد و همه اقرار به معجزه كردند . و همچنين هر يك از فصحاء ، غايت سعى خود را به عمل آوردند تا آخر الامر همه اقرار به « عجز » و « هيچ ندانى » كرده ، و « مقاتله به سيوف » را بر « معارضه به حروف » اختيار نمودند ؛ تا اينكه جمعى به ضرب سيوف مسلمين ، وارد اسفل سافلين و برخى داخل صراط المستقيم دين مبين شدند .
انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٠٦