ذكر نكردهاند ، ولى قطعا از اردبيلى است ؛ چنان كه تفرشى در نقد الرجال از اين همه كتابهاى اردبيلى فقط از آيات الاحكام او نام برده است ! « 1 » حتى بعضى از علما كه كتابهاى خود را فهرست كردهاند ، بعضى از كتابهايش از قلم افتاده است . مثل ؛ علامهء حلى رحمه اللّه در كتاب خلاصة الاقوال خود ، نامى از كتاب شرح اشارات خود نياورده ، « 2 » با اينكه قطعا اين كتاب جزو تأليفات اوليهء او بوده است . چرا كه در مقدمهء كتاب منتهى الوصول الى علمى الكلام و الاصول فرموده است كه قبل از بيست و شش سالگى از تأليف كتب حكمت و كلام فراغت يافته و سپس به نوشتن كتب فقهى پرداخته . « 3 » شيخ بهائى نيز در حاشيهء خلاصة الاقوال اين نكته را متذكر شده كه علامهء حلى از كتاب شرح الاشارات خود نامى نبرده است ، در حالى كه اين كتاب به خط خود علامهء حلى رحمه اللّه نزد من موجود است . « 4 »
همچنين علامه حلى - ره - كتاب ايضاح الاشتباه خود را در اجازه نامهاش به سيد مهنا ذكر نكرده است . « 5 » حال آيا مىتوان اين دو كتاب را - كه قطعا از تأليفات اوست - به صرف همين كه در فهرست خود ذكر نكرده ، منكر شد ؟
10 - دهمين نكته اين سؤال است كه چرا مقدس اردبيلى به نام خود فقط در « باب مذمت صوفيه » تصريح كرده است ؟ يكى از ايرادات دارابى عليه انتساب حديقة الشيعة به مقدس اردبيلى ، اين است كه مىگويد : « ملا احمد در تصنيف خودش ، مثل آيات الاحكام و بعضى ديگر ، نام خود را مذكور نساخته و اگر ، فى المثل مصنفى نام خود مذكور سازد ، در اول كتاب مذكور سازد ، چون شد كه در اول كتاب نام خود مذكور نساخته و در همين باب مذمت صوفيه نام خود درج نمود ؟ » « 6 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : « نقد الرجال » ، ص 29
( 2 ) - « رجال علامه » ( خلاصة الاقوال ) ، ص 45 - 48 .
( 3 ) - « مفاخر اسلام » ، على دوانى ، ج 4 ، ص 258
( 4 ) - « رياض العلماء » ، ج 1 ، ص 376
( 5 ) - « بحار الانوار » ، ج 107 ، ص 143
( 6 ) - حاشيه « مقامات السالكين » ، مورد چهارم