كه با دعوى عقل و شعور به اين قسم چيزها درماندهايد و بعد از آنكه آنچه مىگويند وقوع داشته باشد به نفس ناطقه او چه نقصان مىرسد ؟ ! و اگر بعضى آن مذاق ندارند نمىخواهند كه خلل در اصل مسألهء جبر به هم رسد و نقصانى به دين و مذهب ايشان راه يابد .
و مشهور است و در كتب تواريخ مسطور است « 1 » كه مردى جبرى به خانه خود رفت مرد بيگانهاى را ديد كه با دختر او به عمل شنيع مشغول است ، شمشير كشيد كه مرد و دختر خود را پاره پاره سازد ، زنش پيش دويد و شمشير از دستش گرفته گفت : شرم ندارى كه دين خود را گذاشته مذهب صاحب بن عبّاد رافضى را خوش كردهاى مردى مسلمان و دخترى بىگناه را مىرنجانى و خود را رنجه مىدارى ؟ مرد گفت : الحمد للّه كه حق تعالى مرا چنين زنى مسأله دان كرامت كرده نزديك بود كه خون دو بىگناه را در گردن بگيرم و با گروه رفضه شريك شوم ! ؟ چون عصمت را در امامت شرط نمىدانند بلكه عدم عصمت را مصحّح خلافت مىدانند و دليل عصمت نبى و ولىّ ، هر دو يكى است و هر يك از خلفا مدتهاى مديد عمر را در شرب خمر و عبادت بت به سر بردهاند ؟ بلكه در ايام خلافت نيز چنانچه بعضى از آن مذكور شد قبايح عظيمه از هر يك به وجود آمده و اگر عصمت شرط باشد لا بد بايد كه بر مقتدايان خود انكار كنند آنگاه خلل در مريدى و اخلاص ايشان به هم رسد پس علاج تا خلفا را عقلا معذور دارند . بعضى از اكابر اهل سنت به جهت توشه آخرت خود ، كتاب « تخطئة الانبياء » « 2 » نوشتهاند و از براى هر پيغمبرى چند گناه اثبات كردهاند و بر آن مطلب دلايل گفتهاند و هرگاه پيغمبران را گناه و خطا جايز داشته باشند امامان و جانشينان به طريق اولى بايد كه معصوم نباشند ، بلكه گناهكار باشند
هامش
( 1 ) . « الصراط المستقيم » علامه بياضى 3 / 65 و 66 .
( 2 ) . ر . ك : « رساله يوحنا » منسوب به يوحنا بن اسرائيل « مجموعهء رسائل فارسى » دفتر سوم ، ص 218 ، چاپ آستان قدس رضوى ؛ « اسرار الامامة » طبرى ( مخطوط ) ص 91 .