روز به لقب مفيد ملقّب شد و اين قصه مشهور گشت و چون حضرت صاحب الزمان عليه السّلام شيخ مفيد را به اين ، ملقب ساخته بود اين امر باعث آن شد كه شيخ عالىشأن در ميان خاصه و عامه شهرت كند .
و ايضا از جملهء مهربانيهاى اهل سنت به دشمنان خاندان مصطفى و مرتضى - صلوات اللّه عليهما - اينكه به جبر قائل شدند و مذهب جبر را رواج دادهاند مىگويند فعل بنده اختياريش نيست هرچه مىشود ، همه فعل خداست و حق تعالى چنين خواسته و تقدير چنين رفته است ؛ جهتش آن است كه چون ديدهاند كه بعضى از صحابه و تابعين به جهت محبت دنيا بر اهل بيت مصطفى و مرتضى و ائمه هدى - صلوات اللّه عليهم اجمعين - ظلمها كردهاند و ستمها روا داشتهاند و حق ايشان را از ايشان بازداشتهاند و به ظلم و تعدى و طغيان و عصيان به خون اهل بيت و اولاد عظام و سادات كرام فتوى دادهاند و عوام الناس را بر استخفاف ايشان جرأت داده و سفها را بر ايشان دلير ساختهاند به توهّم آنكه مبادا عقلا و صلحا به سبب اين افعال و اعمال ايشان را ملامت كنند يا زبان به طعن و نفرين ايشان بگشايند ، در رواج مذهب جبر كوشيدند و احياى مذهب زمان جاهليت كردند ؛ چه مشركان قريش پيش از ظهور اسلام همه جبرى بودند .
و چون حق تعالى - جل ذكره - به كرم بىپايان خويش دنيا را به وجود حضرت خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و آله زيب و زينت داد و قرآن عزيز را بر آن حضرت نازل ساخت از بركت وجود حضرت رسالت و كتاب شريف الهى آن مذهب از ميان رفت و نام جبر و جبرى در زمانه نماند تا آنكه شيطان لعين باز به هزار زحمت و حيله معاويه و يزيد و اشباه ايشان را به هم رسانيد ؛ به موجب آنكه گفتهاند : « العدل و التوحيد علويان و الجبر و التشبيه امويان » « 1 » احياى مذهب جبر كردند و اهل زمان را به وساطت جيفه دنيوى تابع خود ساختند و روز به روز ، كار جبر و تشبيه بالا گرفت و غرض
هامش
( 1 ) . مجالس المؤمنين 2 / 548 .