تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
موضوعه بود فسادش ظاهر شد و روز به روز مذهب حقّه اثناعشريه بيشتر رواج و رونق يافت تا آنكه به همت و توجه پادشاهان صفويه « 1 » ، - زاد اللّه شوكتهم و اجلالهم - و به زور بازوى غلامان حيدرى و حجت و دليل علماى جعفرى - كما شاء اللّه تعالى - اين مذهب حق ، قوت گرفت و مىگيرد تا وقتى كه به مقتضاى مصلحت ، صاحب الامر - عجّل اللّه فرجه الشريف - ظهور نمايد و عالم را از لوث كفر و ضلالت - چنانچه بايد و شايد - پاك و پاكيزه گرداند . اللّهم عجل فرجه به حق محمد و آله . و ايضا از يك جهت‌هايى اهل سنت نسبت به دشمنان اهل بيت نبوت آنكه به ناشايست و منكرى كه از ايشان سر زده باشد از ايشان رغبت نمىگردانند و آن را سهل مىدانند و از مقتدايان خود بر نمىگردند و اگر امامى يا خليفه‌اى از امامان و خلفاى ايشان در بعضى اوقات مرتكب قبيحى شده باشند يا شوند آن را نقص در خلافت و پيشوائى او نمىدانند ، بلكه اگر در اصل آن خليفه خطائى نيز واقع شده باشد آن را نقصان حال او نمىشمارند ، بلكه اگر در اصل آن خليفه خطائى نيز واقع شده باشد آن را نقصان حال او نمىشمارند ، بلكه در تصانيف و كتب خود اصل و نسب او را چنان كه بوده است بيان مىنمايند و اكثر ايشان مذاق ملا ميرزا جان شيرازى دارند . چنان كه مشهور است كه ملاى مذكور به بخارا رفت و آنجا به تدريس مشغول شد و مخدوم‌زادهء او خوش مشرب بود پسران آن محل را خوش كرده با اجامره و اوباش آنجا صحبت مىداشت . شاگردان آخوند رعايت حقوق استاد شاگردى نموده مكرر به كنايه آخوند را اخبار مىنمودند كه شايد مخدوم‌زادهء خود را منع كند و آخوند به تغافل مىگذرانيد ، تا آخر بىطاقت شده صبر را به كنار گذاشتند و صريحا به آخوند گفتند كه فلانيان پسر شما را هر روز به باغى و هر شب به اطاقى مىبرند و چنين و چنان مىكنند . آخوند تبسمى فرموده گفت : عجب است از شما
هامش
( 1 ) . و قطب‌شاهيه [ كاشف الحق ص 263 ] .