صالِحاً
« 1 » ؛ و يكى آنكه
وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ
« 2 » و صالح پيغمبر بود و عاد و ثمود كافر ، و شك نيست كه كافر در عذاب ابدى است اگر چه خداى تعالى برادر صالح و هود خوانده باشد و خارجى دوزخيست اگر چه على عليه السّلام برادرش گفته باشد ؛ چنانچه « آمنوا » اگر كفر در عقب نباشد كار مىآيد « اخواننا » را هم اگر « بغوا علينا » در دنبال نباشد باعث نجات تواند بود .
و در اين مقام نقل ، بحثى كه از مجتهد قدسى ضمير متكلم نحرير استادنا و شيخنا استاد و شيخ الطائفه شيخ مفيد قدّس سرّه مشهور است مىنمايد « 3 » و آن را به دو طريق نقل نمودهاند . يكى آنكه روزى شيخ به مجلس على بن عيسى رمّانى وارد شده بود اتفاقا يكى از رمّانى پرسيد كه در حديث غدير و قصهء غار چه مىفرمائى ؟
گفت : خبر غار درايت است و خبر غدير روايت ؛ يعنى آن يقينى است و اين ظنّى است و از روايت حاصل نمىشود آنچه از درايت حاصل مىشود . و چون حضار از مجلس بيرون رفتند ، شيخ پرسيد كه چه مىگوئى در شأن كسى كه به امام زمان خروج كند و با او حرب نمايد ؟ گفت : آن كس كافر است ، و بعد از آن گفت : نه فاسق است ! گفت : در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام چه مىگوئى ؟ گفت : او امام عادل است .
گفت : پس در حال طلحه و زبير و فتنه جمل چه مىفرمائى ؟ گفت : ايشان توبه كردند . شيخ فرمود كه خبر حرب درايت است و حديث توبه روايت ! رمّانى گفت :
مگر در آن وقت كه سؤال كردند حاضر بودى ؟ گفت : بلى . گفت : قول تو وارد و مسلّم است . و او را به « مفيد » ملقب ساخت .
طريق ديگر آنكه روزى شيخ قدّس سرّه در مجلس قاضى عبد الجبار معتزلى حاضر شد و اتفاقا جمعى از علماى چهار مذهب حاضر بودند و قاضى نام شيخ را شنيده
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 73 .
( 2 ) . سوره احقاف ، آيه 21 .
( 3 ) . روضات الجنات 6 / 159 ؛ مستدرك الوسائل 3 / 518 چاپ سه جلدى .