متوجه او گردد .
و يكى حق تعالى در آيهء ملاعنه مىفرمايد :
وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ
« 1 » و ظاهر است كه از اين آيه نيز مستفاد مىگردد كه لعنت الهى متوجه كذاب و دروغگو است و كدام دروغ به اين مىرسد كه آن كافر ملعون چون از عراق به شام برگشت بر منبر رفته گفت : پيغمبر خدا به من گفته بود كه زود باشد كه تو بعد از من مرتكب امر خلافت شوى در آن وقت زمين مقدس مدينه را اختيار كن و من شما را و زمين شما را اختيار كردم ! ؟ روز ديگر باز بر منبر رفته كاغذى در دست داشت و بر آنجا نوشته بود كه « هذا كتاب كتبه امير المؤمنين معاوية صاحب وحى اللّه الذي بعث محمدا نبيّا و كان اميّا لا يقرأ و لا يكتب فاصطفى من اهله وزيرا كاتبا امينا و كان الوحى ينزل على محمد و انا اكتبه و هو لا يعلم ما اكتب فلم يكن بينى و بين اللّه احد من خلقه » ؛ يعنى اين كتابى است كه امير المؤمنين معاويه كه صاحب وحى الهى است نوشته ، آن خدائى كه محمد را به پيغمبرى مبعوث ساخت و او چون امّى بود و خواندن و نوشتن نمىدانست اختيار نمود از خويشان خود وزير امينى را و چون وحى بر او نازل مىشد من مىنوشتم و او نمىدانست كه من چه مىنويسم و ميان من و خدا واسطهاى نبود و چون خواندن آن نوشته را تمام كرد حاضران مجلس گفتند : صدقت يا امير المؤمنين ! ؟ يعنى راست گفتى اى امير المؤمنين ! ؟ و ناقل اين قصه ابن ابى الحديد است « 2 » كه از مشاهير علماى سنى است .
و ايضا در آيهء افك كه حق تعالى فرموده است كه
إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
« 3 » و افك در اينجا آن است كه امير المؤمنين عليه السّلام را به خون عثمان متهم گردانيدند با آنكه
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 7 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 4 / 72 .
( 3 ) . سوره نور ، آيه 23 .