و لعن و سبى كه به دلايل عقلى و نقلى معاويه خود مستحق آن بود به ديگران حواله مىكرد ، چه بر هر مؤمنى واجب است به دلايلى كه مذكور مىشود و علما در كتابهاى خود ثبت كردهاند كه معاويه را واجب اللعن داند :
اول آنكه از طاعت امير المؤمنين عليه السّلام كه بر همه كس واجب بود ابا نمود و بر او خروج كرد ؛
دوم آنكه شمشير به روى آن حضرت كشيده كه دوست و دشمن را شك در امامت او نيست و با او مقابله و مقاتله نمود ؛
سوم حق آن حضرت را غصب كرد و نام او را بر خود نهاد و به غير حق بر جاى او قرار گرفت ؛
چهارم انكار امامت آن حضرت نمود ؛
پنجم خود را مستحق و قابل و لايق منصب جليل القدر امامت شناخت ؛
ششم فضل و كمال آن حضرت را پنهان داشتن و كتمان كردن ؛
هفتم قاعدهء لعنتى كه خود محل آن بود و استحقاق آن هيچ كس را از مخالفان امير المؤمنين بيش از او نبود بر سر منبرها مقرر داشت ؛
هشتم بهتان بر امير المؤمنين عليه السّلام كردن به خون عثمان و طلب آن كردن و مردمان را بر آن داشتن و بر آن مصرّ بودن ؛
نهم يزيد فاسق فاجر ملعون را متولى امور مسلمانان كردن و او را بر عرض و مال خلق اللّه مسلط ساختن ؛
دهم حسن بن على عليه السّلام را زهر دادن و مرتكب قتل فرزند رسول خدا و نور ديدهء فاطمهء زهرا شدن ؛
يازدهم وصيت به قتل حسين عليه السّلام كردن ؛
دوازدهم شماتت بر قتل و موت امير المؤمنين عليه السّلام نمودن و به آن مسرور بودن . و از آيات داله بر آنكه لعن معاويه واجب است : يكى آيه
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى