تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
و لعن و سبى كه به دلايل عقلى و نقلى معاويه خود مستحق آن بود به ديگران حواله مىكرد ، چه بر هر مؤمنى واجب است به دلايلى كه مذكور مىشود و علما در كتابهاى خود ثبت كرده‌اند كه معاويه را واجب اللعن داند : اول آنكه از طاعت امير المؤمنين عليه السّلام كه بر همه كس واجب بود ابا نمود و بر او خروج كرد ؛ دوم آنكه شمشير به روى آن حضرت كشيده كه دوست و دشمن را شك در امامت او نيست و با او مقابله و مقاتله نمود ؛ سوم حق آن حضرت را غصب كرد و نام او را بر خود نهاد و به غير حق بر جاى او قرار گرفت ؛ چهارم انكار امامت آن حضرت نمود ؛ پنجم خود را مستحق و قابل و لايق منصب جليل القدر امامت شناخت ؛ ششم فضل و كمال آن حضرت را پنهان داشتن و كتمان كردن ؛ هفتم قاعدهء لعنتى كه خود محل آن بود و استحقاق آن هيچ كس را از مخالفان امير المؤمنين بيش از او نبود بر سر منبرها مقرر داشت ؛ هشتم بهتان بر امير المؤمنين عليه السّلام كردن به خون عثمان و طلب آن كردن و مردمان را بر آن داشتن و بر آن مصرّ بودن ؛ نهم يزيد فاسق فاجر ملعون را متولى امور مسلمانان كردن و او را بر عرض و مال خلق اللّه مسلط ساختن ؛ دهم حسن بن على عليه السّلام را زهر دادن و مرتكب قتل فرزند رسول خدا و نور ديدهء فاطمهء زهرا شدن ؛ يازدهم وصيت به قتل حسين عليه السّلام كردن ؛ دوازدهم شماتت بر قتل و موت امير المؤمنين عليه السّلام نمودن و به آن مسرور بودن . و از آيات داله بر آنكه لعن معاويه واجب است : يكى آيه
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى