تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
كرد . پس آن حضرت فرمود كه من شما را وصيت مىكنم به پرهيزكارى و نشستن به خانه و ترك نمودن زينت زمان جاهليت كه به حق آن خدائى كه مرا به خلق فرستاد كه جبرئيل مرا خبر داده كه اصحاب جمل ملعون‌اند بر زبان هر پيغمبرى كه پيش از من بوده‌اند و در آن حال حضرت امير المؤمنين عليه السّلام رسيد و چون رسول خدا او را بديد فرمود : « يا على ! انك المظلوم بعدى ، من حاربك فقد حاربنى و من حاربنى فقد حارب اللّه و من فارقك فقد فارقنى و من فارقنى فقد فارق اللّه » . « 1 » و ايضا از جمله اصحاب يكى ابو موسى اشعرى است و او نيز از جملهء دشمنان امير المؤمنين عليه السّلام است و مشهور است « 2 » كه چون امير المؤمنين عليه السّلام امام حسن را با مالك اشتر به كوفه فرستاد كه در حرب جمل او را امداد نمايند و امام حسن عليه السّلام بر منبر رفته خطبه‌اى بليغ ادا نمود و مردم را ترغيب و تحريص كرد به خدمت امير المؤمنين و مردم دل بر معاونت او نهادند . ابو موسى لعين بر منبر رفت و خطبه‌اى خواند و گفت : اى قوم ! فتنه مجوئيد كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه گفت بعد از من فتنه‌ها ظاهر شود در آن مرويد ، بدانيد اى مردمان على شما را به كشتن برادران مؤمن مىطلبد و نزديك شد كه مردم را متردد سازد . عمار ياسر برخاست و گفت : يا ابا موسى ! سر فتنه‌ها هميشه تو بودى و من گواهى مىدهم كه رسول خدا فرمود كه يا على ! از بعد من با ناكثان و قاسطان و مارقان حرب خواهى كرد و چهل تن زنده‌اند كه برين حديث گواهند و مستحق خلافت به غير از على عليه السّلام نبوده و نيست و عثمان لايق آن نبوده كه كسى خون او را طلب كند و حال آنكه بر مسلمانان ظلم مىكرد و مال بيت المال را بسيار تلف مىكرد و توبه ناكرده بمرد پس گفت : يا ابا موسى ! اصحاب عقبه چند كس بودند ؟ گفت : سيزده كس . عمار گفت : خدا را به گواهى مىطلبم كه رسول خدا بر تو لعنت
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا عليه السّلام 1 / 236 ؛ 2 / 6 با مختصر تفاوت . ( 2 ) . انساب الاشراف بلاذرى ج 2 / 213 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 14 / ص 14 و 15 .