تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
و ايضا مشهور است و در كتب معتبره مسطور « 1 » كه زنى از زنان كوفه به ديدن عايشه آمد و گفت : يا ام المؤمنين ! چه مىفرمائى در حق مادرى كه فرزند خود را بكشد از روى عمد و آن فرزند مؤمن باشد ؟ عايشه جواب داد كه آن زن كافر است ؛ چرا كه حق تعالى در قرآن مجيد فرموده است كه
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها
« 2 » ؛ يعنى هر كه بكشد مؤمنى را عمدا پس جزاى او جهنم است كه مخلد در او باشد . پس آن زن گفت : « فما تقولين فى امرأة قتلت ستة عشر الفا من اولاده المؤمنين ؟ » ؛ يعنى چه مىگوئى در حق آن مادرى كه بكشد شانزده هزار نفر فرزند را از اولاد مؤمنان و مسلمانان ؟ چون عايشه فهميد كه غرضش چيست گفت : دور كنيد اين دشمن خدا را از نزد من ! ؟ و ايضا متواتر است كه روزى بر استرى سوار شده بود و جماعت بنى اميه را بر آن داشته كه مانع شوند و امام حسن عليه السّلام را از زيارت رسول خدا محروم سازند كه گمانش آن بود كه امام حسين عليه السّلام مىخواهد برادرش را در آنجا دفن كند ابن عباس گفت :
تجمّلت تبغّلت و لو ؟ ؟ عشت تفيّلت * لك التسع من الثّمن و فى الكلّ تصرّفت « 3 »
و تابوت آن حضرت را تير باران كردند ، ابن عباس و جمعى كثير به هزار زحمت آن فتنه را فرو نشانيدند . و ايضا مشهور است « 4 » كه چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام متوجه بصره شده در منزلى انتظار جمع شدن لشكر مىكشيد عايشه در آن وقت نامه‌اى به حفصه نوشت
هامش
( 1 ) . الطرائف ص 293 . ( 2 ) . سوره نساء ، آيه 93 . ( 3 ) . كتاب « آثار احمدى » استرآبادى ( قرن دهم هجرى ) ص 488 از حجاج شاعر بغدادى نقل كرده و اسرار الامامة طبرى ص 261 ؛ خرائج راوندى 1 / 243 از ابن عباس نقل نموده است . ( 4 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 14 / 13 .