تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
كه على عليه السّلام در فلان جا فرود آمده نه زهرهء پيش آمدن دارد و نه مىتواند كه برگردد و اين عبارت اوست كه « ان تقدّم نحر ، و إن تأخر عقر » . و چون نامه به حفصه رسيد زنان مغنيه را بخواند و مضمون كتاب عايشه را نظم كردند و مىخواندند و دف مىزدند و سرود مىگفتند . ام كلثوم روى پوشيده و به در خانهء حفصه شد و آن شعرها را بشنيده و روى خود بگشود ، حفصه خجل شده عذر خواهى نموده شروع به خوش آمد كرد . ام كلثوم گفت : ظلم تو و عايشه و پدران شما هر دو بر خاندان ما قديمى است و امروزى نيست و چنانچه تو و عايشه امروز قصد قتل پدر من داريد ، پدران شما قصد قتل رسول خدا داشتند و حق تعالى شر ايشان را كفايت كرده آيهء
وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ
« 1 » در آن باره فرستاده ، اين بگفت و به خانهء خود آمد . و ايضا عامر بن طفيل گويد از على عليه السّلام شنيدم كه گفت : از رسول خدا شنيدم اهل جمل و اصحاب صفين و خوارج نهروان را لعنت كرد و چون فتح روى نمود به خدمت عايشه رفتم و از او پرسيدم ، گفت : چنانچه على شنيد من نيز شنيدم ليكن من از اهل جمل نيستم و بغايت خجل شد . « 2 » و ايضا از امام صادق عليه السّلام مروى است « 3 » كه حضرت رسول خدا فرمود كه دختر شعيب « صفورا » بعد از موسى بر وصى موسى ، يوشع بن نون ، خروج كرد و يوشع او را به اسيرى بگرفت و به جهت حرمت موسى او را خلاص ساخت و من نيز از آن ترسانم كه يكى از زنان من بعد از من بر وصى من خروج كند و با او مقاتله كند و اسير شود ، اين خبر به زنان آن حضرت رسيد جمله به نزد آن حضرت حاضر شدند و هر يك مىگفتند چنين چيزى شنيديم دعا كن كه ما نباشيم آنكه بر وصى تو خروج خواهد
هامش
( 1 ) . سوره تحريم ، آيه 4 . ( 2 ) . تفسير فرات كوفى ص 141 . ( 3 ) . كمال الدين 1 / 27 ؛ احسن الكبار ( مخطوط ) ص 107 با مختصر تفاوت .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 446 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده