تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
بيقين از اهل بهشت است . و ايضا غزالى در كتاب « نكاح » « 1 » در مذمت عايشه چندين چيز نقل كرده ، يكى آنكه روزى ابو بكر به ديدن دخترش رفت و شنيد كه رسول خدا از او دلگير است گفت : آنچه در ميان شما گذشته بيان كنيد تا من محاكمه كنم . پس رسول خدا به عايشه ، گفت : « تكلمين او أ تكلّم ؟ » ؛ يعنى تو حرف مىزنى يا من ؟ در جواب گفت : « بل تكلّم و لا تقل الا حقا ! ؟ » ؛ يعنى تو حرف زن و مگو به غير راست ! ؟ آيا نمىدانست كه پيغمبر به غير از راست نمىگويد و در جواب رسول خدا چنين حرف نبايد زد و يا آيهء
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
« 2 » به گوشش نرسيده بود و يا آيه
وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ
« 3 » را نشنيده بود و اگر اين وقت كه كمال عقل داشت و مىخواست كه لشكركشى و سردارى مىكرده باشد نمىدانست كه خداى تعالى با زنان پيغمبر خطاب كرده و فرموده كه
وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ
« 4 » واجب است كه زنان آن حضرت در خانه بنشينند و زينتى كه در ايام جاهليت مىكرده‌اند نكنند نه آنكه سوار شوند و پوست پلنگ بر شتر پوشانند و زره بر بالاى پوست فرو گذارند و به قصد جنگ ولىّ داور و برادر پيغمبر خدا از مكه به بصره روند و بر امام زمانى كه مهاجر و انصار و بنده و آزاد و عرب و عجم به امامتش قائل و به خلافتش متفق باشند ، خروج كنند و باعث ريختن خون چندين هزار كس شوند ، شرمش باد كه هيچ مردى راضى نيست كه زن او به اين صفت سوار شود و او كه زن پيغمبر بود بدين صفت خود را پسنديد و از خدا و رسول شرم نكرد .
هامش
( 1 ) . احياء العلوم 2 / 43 ؛ المحجّة البيضاء فى تهذيب الاحياء 3 / 97 . ( 2 ) . سوره احزاب ، آيه 57 . ( 3 ) . سوره حجرات ، آيه 2 . ( 4 ) . سوره احزاب ، آيه 33 .