و مشق عداوت آن حضرت مىكردند و به اين سبب چندين مرتبه رسول خدا را آزرده كردند و دلگير ساختند چنانچه يك بار افشاى راز آن حضرت كردند و آن در ضمن حكايت روز غدير مذكور شد ؛ بار ديگر « 1 » به جهت آنكه آن حضرت در خانه زينب عسل خورده بود عايشه و حفصه با هم ساختند و اتفاق نمودند كه بگوئيم كه بوى بد از دهن تو مىآيد و هر يك آمده آنچه با هم قرار داده بودند گفتند . آن حضرت عسل را بر خود حرام كرد و اين به جهت آن بود كه آن حضرت با كنيزك خود ماريه قبطيّه صحبت داشته بود و آن هر دو زن نيك واقف شده شروع به لجاجت كردند تا از شر حسد ايشان و محنت لجاجت ايشان - لعنهما اللّه - پيغمبر ماريه را بر خود حرام ساخت و - على اختلاف الروايتين - آيه آمد كه چرا چيزى را كه خدا بر تو حلال ساخته تو بر خود حرام مىگردانى ؟ آن حضرت سوگند ياد نمود كه يك ماه از زنان عزلت گيرد .
مجملا آن دو پيروان پدر به اين حد كدورت نيز به آن سرور رسانيدند .
و ايضا بخارى در احاديث صحيحه از رسول خدا نقل كرده كه آن حضرت فرمود كه « الفتنة تخرج من هنا من حيث يطلع قرن الشيطان » « 2 » ؛ يعنى فتنه بيرون مىآيد از آنجا و از آن مكان كه بيرون مىآيند و طالع مىشوند پيروان شيطان و تابعان او و اشاره به خانهء عايشه فرمود .
و ايضا ابن مسكويه و ابو نعيم و ابن قتيبه و ابن ابى الحديد و غير هم نقل نمودهاند « 3 » كه چون عايشه با طلحه و زبير در وقت رفتن به طرف بصره وارد حوأب شدند فرياد سگان آن موضع شنيدند ، عايشه پرسيد كه اين موضع چه نام دارد ؟
چون لفظ حوأب شنيد از رفتن به بصره پشيمان شده گفت : من خود از رسول خدا شنيدم كه فرمود كه يكى از زنان من با على حرب خواهد كرد به غير حق و چون به
هامش
( 1 ) . نهج الحق ص 371 ؛ الطرائف ص 294 از جمع بين الصحيحين و مسلم در « صحيح » كتاب طلاق ، آوردهاند .
( 2 ) . صحيح بخارى ج 4 / 100 .
( 3 ) . الامامة و السياسة ج 1 / 82 ؛ شرح نهج البلاغه ج 6 / ص 225 ؛ تجارب الامم ابن مسكويه ج 1 / 304 .