تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
برادرى را گذاشته به طمع دنيا به شام رفت به ديدن معاويه ؛ و عباس لا يضرّ و لا ينفع بود اگر مضرتى نمىرسانيد مددى و معاونتى هم از او نمىآمد . و ايضا بخارى و مسلم هر دو در « صحيح » خود آورده‌اند آنجا كه نقل واقعهء سقيفهء بنى ساعده مىكنند كه « ان بنى هاشم كافة كانوا فى الخلافة تبعا لعلى بن ابى طالب و مجتمعين على استحقاق تقدمه عليهم و انه ما بايع احد منهم ابا بكر حتى اضطر علىّ على البيعة كرها و لعدم الناصر » « 1 » ؛ يعنى به درستى كه بنى هاشم بالتّمام در خلافت پيرو على عليه السّلام بودند و او را مستحق امامت و پيشواى مىدانستند و هيچ يك از ايشان به ابى بكر بيعت نكردند تا وقتى كه على عليه السّلام مضطر شده و چاره نداشت الا آنكه از روى كراهت بيعت كند و براى آنكه چون يارى و مددكارى نداشت خلافت را به ايشان واگذاشت . و ابن طاوس در كتاب « طرايف » بعد از نقل اين عبارت مىگويد : « و اىّ ذنب للشيعه ان اعتقدوا ضلال المتقدمين و شهد لهم علمائهم و اعترفوا لهم به مثل ذلك » « 2 » ؛ يعنى چه گناه باشد شيعيان را اگر اعتقاد كنند كه گمراه شده‌اند متقدمين و حال آنكه علماى ايشان در كتابهاى خود گواهى مىدهند و اعتراف مىنمايند به مانند اين قسم چيزها . و ايضا در تواريخ مذكور است كه در وقتى كه عمر به شام رفته بود و عباس همراه او بود ، خران شام عمر را تواضع مىكردند و امير المؤمنين مىخواندند . عباس گفت : او امير المؤمنين نيست ، بر او به اين روش و اين نام سلام نكنيد كه من اولىام از او به اين نام . عمر بشنيد و برنجيد و به او ، گفت : « أ لا اخبرك به من هو احق بها منّى و منك ؟ هو الرجل الذي خلفناه بالمدينه » ؛ يعنى مىخواهى كه خبر دهم تو را كه آن
هامش
( 1 ) . الطرائف ص 238 از جمع بين الصحيحين نقل كرده و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 6 / 46 با مختصر تفاوت . ( 2 ) . الطرائف ابن طاوس ص 245 . با مختصر تفاوت .