تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ
« 1 » ؛ يعنى نوح عليه السّلام بخواند آفريدگار خود را كه مغلوب شده‌ام و مقاومت نمىتوانم نمود با قوم ، پس تو انتقام بكش از ايشان از براى من . هرگاه كسى گويد كه مغلوب نبود ، تكذيب قرآن كرده باشد و اگر قبول دارد كه مغلوب بود ، من معذورتر باشم ؛ دوم : ابراهيم خليل عليه السّلام كه حق تعالى مىفرمايد كه مىگفت :
وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
« 2 » ؛ يعنى كناره مىگيرم و دورى مىجويم از شما و از آن چيزى كه مىخوانيد و مىپرستيد بجز خداى تعالى كه بتان باشند و مىخوانم خداى خود را و به يگانگى مىپرستم . مؤلف گويد كه در تفسير « بحر البحور » آورده « 3 » كه ابراهيم از خوف كفار بابل را گذاشته به كوهستان فارس آمده هفت سال در اطراف آن كوه به سر مىبرد تا آزر بمرد و باز به بابل رفته درين نوبت بتان را شكست و آتش بر او سرد شد . القصه ؛ حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه پس اگر شما گوئيد كه ابراهيم عليه السّلام بىآنكه از كفار مكروهى بيند كناره مىگرفت ، دروغ گفته باشيد و اگر مىدانيد كه از آن قوم مكروهات ديده از ايشان كناره مىكرد ، پس من كه وصى باشم معذورتر خواهم بود ؛ سيّم : لوط پيغمبر عليه السّلام كه حق تعالى فرموده كه او مىگفت :
لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ
« 4 » ؛ يعنى بعد از آنكه به آن قوم مىگفت كه از اعمال بد بايد بازايستيد و ترك فواحش كنيد و ايشان ممنوع نشدند ، گفت : كاشكى مرا در دفع شما قوتى مىبود كه منع شما توانم كرد يا پناهى و مددى از عشاير و قبايل مىيافتم كه به مدد ايشان دفع و منع شما كنم . آيا آن پيغمبر خدا قوت مقاومت آن قوم داشت يا نه ؟ اگر گوئيد داشت ، تكذيب قرآن كرده باشيد و اگر نداشت و او
هامش
( 1 ) . سوره قمر ، آيه 10 . ( 2 ) . سوره مريم ، آيه 48 . ( 3 ) . نفايس الفنون آملى ( قرن هفتم هجرى ) 2 / 181 . ( 4 ) . سوره هود ، آيه 80 .