تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
حكومتها و منصبها به هم رسيده بود و توقع داشتند كه به يك مخالفت كه بكنند صاحب مال و منال و جاه و منصب شوند ، كى خدا و رسول را به ياد مىآورند ؟ ! و ابن عبد ربّه و حسن بن عبد اللّه بن مسعود و ابن ابى الحديد كه هر سه از اكابر علماى اهل سنت‌اند نقل كرده‌اند كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در خطبه‌اى خود شكوهء بسيار از خلفاى ثلاثه نموده و هر كه نهج البلاغه را ديده باشد خصوصا خطبه شقشقيّه را ، مىداند كه آن حضرت چه مقدار الم و محنت از ايشان كشيده و صبر نموده ، و كذب و دروغ بر آن حضرت روا نيست ؛ چه حق تعالى او را به پاكى در آيه تطهير گواهى داده و او را ولىّ خوانده كه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
« 1 » تا آخر آيه و پيغمبر خود را فرموده كه در مباهله از او استعانت و مدد جويد و حديث « على مع الحق و الحق مع على يدور حيث ما دار » « 2 » نيز گذشت ، پس او محقّ است و هرچه فرموده صدق است و او مستحق خلافت بوده است و اين هر سه او را از حق او منع نموده‌اند و در آن جمع كه سابقا ذكر يافت داخل شده‌اند بلكه سر كرده و سردار طوايف مذكوره ايشان خواهند بود . و ايضا ابن مغازلى شافعى در كتاب « مناقب » به سند خود ذكر نموده است كه قال رسول اللّه لعلى بن ابى طالب عليه السّلام « ان الامة ستغدرك بعدى » « 3 » ؛ يعنى راوى گفته كه از رسول خدا شنيدم كه به على عليه السّلام مىگفت كه امت من بعد از من ، با تو غدر خواهند كرد ، يعنى از روى مكر و فريب و بىوفائى و عهدشكنى با تو سلوك خواهند كرد . و هم در آن كتاب از ابى بكر احمد بن موسى حافظ نقل كرده « 4 » كه او به سند خود از ابن عباس روايت مىنمايد كه ابن عباس گفت : با رسول خدا بودم كه به سير باغستان مدينه رفته بود و به چندين باغ گذشتيم و پيغمبر خدا به هر باغى كه
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 55 . ( 2 ) . احقاق الحق 5 / 28 ؛ 16 / 384 - 397 . ( 3 ) . مناقب خوارزمى ص 65 ؛ فضائل الصحابة 2 / 651 ؛ نهج الحق ص 330 از مناقب ابن مردويه نقل كرده . ( 4 ) . تاريخ دمشق ( ترجمه الامام على عليه السّلام ) ج 3 / 148 ؛ نهج الحق ص 330 از « مناقب ابن مغازلى » نقل كرده .