شيخ ابو على طبرسى رحمه اللّه در تفسير « مجمع البيان » چندين جواب گفته « 1 » يكى آنكه آن لغت به موافقت لغت جمعى از اعراب است و حفص « ان هذان » خوانده است و ابو عمرو « ان هذين » و بنابراين دو قرائت خود هيچ حرفى نيست و تتمه كلام در اين مقام حواله به تفاسير كلام ملك علّام است ؛
يازدهم از مطاعن او آنكه در « صحيح مسلم » مسطور است « 2 » كه مردى مداحى عثمان كرده بود و بر او مىخواند مقداد حاضر بود به دو زانو در آمده سنگريزهاى كه آنجا ريخته بود بر مىداشت و بر روى او مىزد و مقداد مردى عظيم الشأن و بزرگ منزلت بود و در شأن او احاديث از حضرت رسول اللّه مروى است و اين عمل مقداد دال است بر آنكه عثمان مستحق مدح نبود و او را لايق آن ندانست كه كسى او را مدح كند با وجود آنكه صحابه مدح يكديگر مىكردند ؛
دوازدهم از مطاعن او آنكه جرئتش بر آزار رسول خدا و مخالفت فرمان الهى تا به حدى بود كه حميدى در تفسير خود در قول حق تعالى كه خبر داده و فرموده كه
وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً
« 3 » ؛ يعنى جايز نيست هيچ احدى را بعد از پيغمبر خدا كه زنان او را در قيد نكاح آورد و زنان او بر امت حرام مؤبّد است .
و در جاى ديگر كه مىفرمايد كه
وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ
« 4 » آورده كه سدى كه يكى از روات حديث و از مفسرين است نقل نموده كه چون حضرت رسول خدا ، امّ السّلمه را به عقد نكاح در آورد ، عثمان به طلحه گفت : چرا محمد زنان ما را به عقد نكاح در مىآورد و ما نتوانيم كه زنان او را بخواهيم ؟ ! و اللّه كه چون بميرد ما زنان او را قرعه خواهيم زد ، من امّ السّلمه را خواهم خواست ! ؟ پس طلحه گفت : من
هامش
( 1 ) . تفسير مجمع البيان ج 7 ، ص 15 و 16 .
( 2 ) . صحيح مسلم ج 8 ، ص 228 .
( 3 ) . سوره احزاب ، آيه 53 .
( 4 ) . سوره احزاب ، آيه 6 .