تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
محاكمهء رسول خدا راضى نيستم ! ؟ يكى از اصحاب از وجه عدم رضا پرسيد ، گفت : على ابن عم اوست مىترسم كه از براى او حكم كند ! ؟ حق تعالى اين آيه نازل ساخت كه
وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ
« 1 » تا آنجا كه
أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
« 2 » فرموده يعنى هرگاه ايشان را مىخوانند به سوى خدا و رسول كه محاكمه كنند ، از آن اعراض مىكنند و چون عثمان شنيد كه اين آيه نازل شده است به ناچار راضى شده امير المؤمنين عليه السّلام را شريك ساخت . و اين حكايت را نيز سدىّ كه از علماى اهل سنت است نقل كرده است « 3 » در تفسير اين آيه كه
وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ
« 4 » تا آخر آيه ظاهر آيات آن است كه جماعتى مىگويند كه ايمان به خدا و رسول آورده‌ايم و اطاعت و فرمانبردارى خدا و رسول مىكنيم و بخلاف آن عمل مىنمايند و به مناسبت آن اين حكايت را نقل كرده‌اند و اين حكايت نيز بعينه مثل حكايت سابق است ؛ چهاردهم از مطاعن او آنكه سدى در تفسير قول حق تعالى
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
« 5 » آورده كه در روز جنگ احد چون شكست بر اهل اسلام افتاد عثمان به طلحه گفت كه من به شام مىروم آنجا دوستى يهودى دارم تا از او امان بگيرم كه مبادا يهودان بر ما مسلط شوند و طلحه به او گفت من نيز خود را به شام مىرسانم كه آنجا صديقى از نصارى دارم تا در امان او درآيم كه مىترسم نصارى بر اهل اسلام تسلط يابند ! ؟ و سدى بعد از نقل اين حكايت تكلم به اين عبارت نموده كه « و اراد احدهما
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 48 . ( 2 ) . سوره نور ، آيه 50 . ( 3 ) . الطرائف ص 493 و نهج الحق علامه حلى ص 305 از سدى نقل كرده‌اند . ( 4 ) . سوره نور ، آيه 47 . ( 5 ) . سوره مائده ، آيه 51 .