تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
ياسر حاضر بود گفت : اى عمر تو را به ياد نيست كه در فلان سفر مرا و تو را هم به حسب اتفاق احتياج به غسل شده بود و آب نبود تو نماز نكردى و من چون گمان كردم كه تيمّم به جاى غسل است و همهء بدن را به خاك بايد رسانيد به خاك غلطيده و نماز كردم و چون به خدمت حضرت رسالت پناه آمديم ، تبسم نموده فرمود كه يا عمار ، در تيمم همين قدر بس است كه دستها را بر زمين زنند و به هر دو كف دست ، پيشانى خود را و بعد از آن به شكم دست چپ پشت دست راست و به شكم دست راست پشت دست چپ را مسح نمايند . و چون عمار اين حكايت را نقل كرد عمر گفت : اى عمار ! از خدا بترس . عمّار گفت : اگر امر مىكنى نقل اين حديث نكنم ؟ عمر گفت : « توليتك ما توليت » ؛ يعنى واگذاشتم تو را به آنچه مىخواهى . و با آنكه حق تعالى در قرآن مجيد فرموده :
فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً
« 1 » و از رسول خدا مدتها ديده و شنيده باشد كه اگر آب نباشد تيمم عوض آبدست و در سفر و حضر همراه پيغمبر خدا بوده باشد و بعد از آنكه خود را امير المؤمنين گويد و مقتداى خلق داند اين چنين فتوىها دهد ؛ پس اين امر خالى از آن نيست كه دانسته و گفته و غرضش خرابى دين مبين بوده و يا ندانسته فتوى داده و از كمال جهل و غفلت او بوده ، از اين دو شق يكى البته لازم مىآيد ، مريدان او هر شقّى را كه خواهند اختيار نمايند ؛ بيست و يكم از جمله مطاعن او آنكه ابن عبد ربّه در كتاب « عقد » آورده « 2 » كه عمر بن خطّاب ، عمرو عاص را عامل مصر گردانيد ، او را خبر دادند كه عمرو مال بسيار جمع كرده . كس فرستاد كه از او بگيرند ، پس عمرو عاص گفت : « قبح اللّه زمانا عمل فيه عمرو بن العاص لعمر بن الخطاب ، و اللّه ! انّى لا عرفه يحمل على رأسه خرمة
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 43 ؛ مائده ، آيه 6 . ( 2 ) . عقد الفريد ج 1 / 64 و 65 ؛ همچنين الطرائف ص 467 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 12 / 44 مختصر تفاوت در الفاظ .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 388 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده