در ميان اهل سنت مانده و به همين كه شخصى بگويد به زن خود « انت طالق ثلاث طلقات » يا آنكه سه بار گويد : « انت طالق » ، سه طلاق واقع مىشود ؛
بيست و سوم از مطاعنش آنكه دو زن را بر سر طفلى نزاع بود و چون او را خليفهء رسول اللّه مىپنداشتند به نزد او رفتند كه در ميان ايشان محاكمه كند . فكر بسيار كرد هيچ راه به در شدى نتوانست يافت . آن زنان را به خدمت امير المؤمنين عليه السّلام دلالت كردند . آن حضرت اول زنان را نصيحت كرد آنكه در آن دعوى دروغگو بود راست نگفت ، قنبر را فرمود كه ارّه بيار . پرسيدند كه اره را از بهر چه مىطلبى ، يا امير المؤمنين ؟ فرمود كه طفل را به دونيم كرده ، هر نيمى را به زنى دهم . چون اين كلمه بشنيدند يك زن گفت راضى شدم ، ديگر گفت : اللّه اللّه ، يا امير المؤمنين ! اگر البته چنين خواهى كرد من از حصهء خود گذشتم و به او بخشيدم .
حضرت فرمود : اللّه اكبر ! اين فرزند از اين زن است اگر از او مىبود بر طفلش ترحم مىكرد و به قتلش راضى نمىشد ؛ پس آن زن ديگر اعتراف نمود و هر دو ، امير المؤمنين عليه السّلام را دعا مىكردند و مىرفتند « 1 » ؛
بيست و چهارم از مطاعن او « 2 » آنكه قدامة بن مطعون شراب خورده بود وى را به نزد او بردند خواست كه حدّش بزند ، قدامه اين آيه بخواند
لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا
« 3 » ؛ يعنى نيست بر آنكه ايمان آوردهاند و عمل صالح كردند حرجى و گرفتگيرى در آن چيزى كه خوردهاند . و چون عمر اين آيه از او بشنيد از حد زدن او بگذشت و چون اين خبر به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام رسيد فرمود : « ليس قدامة من اهل هذه الآية » ؛ يعنى او از آن جمعى نيست كه اين آيه در شأن ايشان نازل شده باشد و او شايسته حد است ؛ چه در وقتى
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 367 .
( 2 ) . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 366 .
( 3 ) . سوره مائده ، آيه 93 .