كه آيه تحريم خمر نازل شد بعضى از اصحاب گفتند : يا رسول اللّه ! برادران ما كه شرب خمر مىكردند در حال اسلام و حال آنكه شربت مرگ چشيدهاند ، آيا چون خواهد بود ؟ اين آيه آمد ، و قدامه خود زنده است . و چون عمر شنيد قدامه را طلبيد كه حد بر وى جارى كند اما نمىدانست كه حدش چند است ! ؟ پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه حد او هشتاد تازيانه است به حكم خدا ، از آن جهت كه چون كسى شرب خمر كرد عقلش مىرود و چون عقل رفت هرزه مىگويد و افترا مىكند و آن خود حدّ مفترى است ؛
بيست و پنجم از مطاعن او « 1 » آنكه مسائل ميراث را تغيير و تبديل كرد و در نكاح بدعت نهاد و گفت : « لا نكاح الا بولى و شاهدين » « 2 » و عداوت امير المؤمنين عليه السّلام و اهل بيت را بدعت و سنت كرد با آنكه به اعتراف اهل سنت در هفتاد و دو مسأله مشكل درمانده و « لو لا علىّ لهلك عمر » گفت كه تفصيل و تبيين هر يك را اگر پيش نهاد خاطر كنيم كتابى علىحده بايد نوشت و چون فضلاى ما تقدّم از شيعه و سنى مطاعن خلفاى ثلاثه را خصوصا مطاعن عمر را در تصانيف خود ذكر كردهاند حتى خواجه نصير در متن « تجريد » « 3 » و ابن ابى الحديد در « شرح نهج البلاغه » - اسوة بهم و اقتداء عليهم - به ذكر اين چند طعن از مطاعن بسيار كه از كتب طرفين انتخاب نموده بود جرأت نمود تا باعث ملال خواطر خوانندگان نشود و از سر نقل اكثر ايشان در گذشت و اگر كسى را ميل ديدن آنها باشد به كتب قوم رجوع نمايد و اكنون پارهاى از مطاعن عثمان هم نوشتن لازم است تا او را از ما گلهاى نباشد و اين كتاب از فيض ياد كردن بعضى از افعال ذميمه او نيز خالى نباشد .
هامش
( 1 ) . الغدير ، 6 / 269 .
( 2 ) . كامل بهائى 1 / 115 ؛ احسن الكبار ( مخطوط ) ص 120 ؛ در « تاريخ بغداد » ج 8 ص 7 اين مطلب را به على عليه السّلام نسبت داده است ! ؟ .
( 3 ) . ر . ك : المقصد الخامس از تجريد الاعتقاد .