تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
رفت آزرده و گريان و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام چون عمّ خود را درگير ديد به مسجد آمده آنجا ايستاد تا قنبر ناودان را نصب كرد و قسم به رسول خدا خورد كه هر كه اين را بكند او را به ذو الفقار به دو پاره مىكنم . عباس گفت : خوشا حال كسى كه چون تو پسر برادرى داشته باشد . و بعد از آن ديگر كسى نگاه به آن ناودان نتوانست كردن ، اما عمر دورى از رحمت الهى و نفرين حضرت رسالت پناهى را دريافت ؛ پانزدهم از مطاعن او آنكه حكم كرد در حد شرب خمر به صد چوب در حال مستى و حال آنكه اين حد ، هشتاد است و تا مست به حال خود نيايد و هشيار نشود حد نبايد زد و اين هم از جملهء مطاعن و دليل بر نادانى و بىمعرفتى اوست به مسائل فقهى و ملا على قوشچى « 1 » از روى مريدى درين باب هم جواب گفته است كه اجتهاد كرده بود و موجب طعن نمىشود و عذر بدتر از گناه اين معنى دارد ؛ شانزدهم از مطاعن او « 2 » آنكه در وقت مردن خلافت را به شورى قرار داد و چنانچه سنّت زمان جاهليت بود گفت : يكى از اين شش تن كه على و عثمان و طلحه و زبير و سعد بن ابى وقّاص و عبد الرحمن بن عوف باشند خليفه شوند ؛ امّا در هر يك از اين شش تن عيبى هست كه با مرتبهء امامت منافات دارد ، از اين جهت تفويض اين امر به يكى از ايشان نمىكنم ؛ اما عثمان خويشان خود را دوست مىدارد و تمام بيت المال را به ايشان خواهد داد و ايشان را بر مردم مسلط خواهد ساخت و حقوق مسلمانان را ضايع خواهد نمود ؛ اما طلحه متلف و مسرف است و كثير الجماع است و خلافت را محافظت مال در كار است ؛ و زبير بن عوام اگر چه شجاع است اما تند خوست و امامت را رفق و مدارا بايد ؛ و سعد وقّاص ترسنده و بددل است و مفترن و خلافت را از حرب و ضرب ناگزير است و فتنه‌انگيزى با امامت
هامش
( 1 ) . شرح تجريد قوشچى ص 484 . ( 2 ) . الامامة و السياسة ج 1 ص 41 ؛ شرح نهج البلاغه ج 1 ص 185 .